#فلسفه_ترس
#لارس_اسوندسن
#تجربه_هنر_زندگی
#فصل_پنجم
#ترس_اعتماد
ما هر روز عملاً در هر موقعیتی که درگیرش هستیم به افراد دیگر اعتماد می کنیم- اعتماد می کنیم که غذای مسموم به ما نمی دهند، راستش را به ما می گویند، نمی خواهند سرمان کلاه بگذارند، و غیره. ممکن است از این اعتماد ما سؤاستفاده هم بشود، اما این سو ٕ استفاده استثنا ٕ ست نه قاعده. بدون اعتماد ما هیچ کارمان پیش نمی رود.
وقتی اعتماد در جامعه کاهش پیدا می کند، منجر به از هم پاشیدگی اجتماعی بیشتر می شود و افراد هر چه منزوی تر و بیمناک تر می شوند.
البته اعتماد لزوماً چیز خوبی نیست- در برخی موقعیت ها اعتماد کردن بسیار غیر عاقلانه است. از سوی دیگر کمتر چیزی به این اندازه غیر عاقلانه است که عمری را با بی اعتمادی به همه چیز و همه کس سپری کنی. فرانسیس فوکویاما ، جامعه شناس و فیلسوف، اعتماد را نوعی «سرمایه اجتماعی» می نامد. فوکویاما می گوید جوامع و سازمان هایی که از اعتماد قوی درونی برخوردارند هم از نظر اقتصادی و هم از نظر اجتماعی بسیار موفق تر از جوامع و سازمان هایی هستند که اعتماد درونی در آنها کمتر است.
در فرهنگ ترس که به نظر می رسد اعتماد سخت متزلزل شده است، تا جایی که میتوان داوری کرد، اعتماد نیاز به انگیزه و توجیه دارد. چنین توجیهی را می توان با رجوع به یک پارادوکس اعتماد پیدا کرد: هر کسی یک دلیل دارد که به شخص دیگری اعتماد کند، حتی با اینکه آن شخص هیچ کاری نکرده است که نشان دهد باید به او اعتماد کرد. آن یک دلیل این است که شخص مورد اعتماد با میل و رغبت همه تلاشش را می کند تا نشان دهد شایستهٔ این اعتماد بوده است.
جامعه کارآمد و متکّی به خود جامعه ای است که فرض را بر این می گذارد که از مجموعه افرادی شکل گرفته است که در آن همه اعضا ٕ برای خودشان قائل به تکلیفی اخلاقی در قبال همدیگر هستند و همه به همدیگر اعتماد دارند و می توانند به هم اطمینان کنند.
روشن است که اعتماد در فرهنگ ترس سخت آسیب می بیند. ترس،تأثیری سست کننده بر اعتماد دارد، و وقتی اعتماد کم و کمتر شد، دامنه ترس بلند و بلند تر می شود. بلند تر شدن دامنه ترس در ضمن می تواند هم نتیجه و هم علت از دست رفتن اعتماد باشد.
" بر من واجب نیست "
بر عهده من نیست که در مسابقه برنده شوم
اما بر من است که راست و درست باشم
بر عهده من نیست که حتماً در کار خود موفق شوم
اما بر عهده من است که به آنچه از نور الهی در دست دارم وفادار مانم.
بر من است که در کنار همه راستان و صدیقان باشم
و یار آن باشم که حق با اوست
و از او جدا شوم هنگامی که به خطا می رود.
https://t.me/hezar_khom/5238
Post #5239
622
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم @greataudiobook – فلسفه ترس 5
- 👏 6
- 🙏 2
- ❤ 1
- 👍 1
- 😍 1