#ریموند_کارور در مصاحبهای با «کلود گریمال» میگوید: من و همسرم در اوایل زندگی سن کمی داشتیم و به کالج هم میرفتیم؛ بنابراین زمان کمی برای نوشتن داشتم و داستان کوتاه میگفتم. بعدها به شعر بیشتر علاقهمند شدم چون احساس در شعر پررنگتر است.
او درمورد اهمیت دیالوگهای داستانهایش میگوید: «دیالوگ»ها داستان را به جلو حرکت میدهند و شخصیتها را بهتر معرفی میکنند. او به این موضوع تاکید داشت که نویسنده باید از آنچه دغدغهی خودش است، حرف بزند و اشاره میکند که شخصیتها در داستانهایش #تهیدستان هستند: من سیاستمدار نیستم اما از سوی رجال سیاسی انتقاداتی بر ما وارد شده است؛ چون اقتصاد امر مهمی است که در داستانهایم به آن اشاره کردم و واقعیت زندگی مردم آمریکا را به دیگران نشان دادهام. من این زندگی را تجربه کردهام و درمورد افرادی مثل خودم حرف میزنم. مشکلاتی چون: بیکاری، دغدغهی اجارهخانه، نگرانی برای آیندهی فرزندان و مسائلی از این قبیل، چیزهایی است که من شاهد آنها هستم و تا به حال هیچ کس صدایشان نبوده است. حتی درمورد فرهنگِ «سرککشیدن در زندگیِ همسایگان» میگوید: بهتر است در نوشتههایم مطرح کنم، چون فکر میکنم باید چیزهایی را گفت که در حالت عادی توانایی بیان آنها را نداری.
بنابراین #ریموند_کارور به دنبال سبکی خاص و یا القای فلسفهی خاصی از زندگی به دیگران نبوده است؛ بلکه با بیان صریح و استفاده از زیست مشترکی که بین خود و دیگران احساس میکند، وقایع مابین آدمها را شبیه به یک فیلم به تصویر میکشد. تصاویری که با دیدن آنها هر یک از ما نیز خود را در جهانش جستوجو و پیدا میکنیم و این معجزهی کلام کارور است که توانسته خوانندههای خود را در درک شخصیتهایش با خود همراه کند.
https://t.me/hezar_khom
Post #5116
603
- 👏 6
- ❤ 3
- 👍 3
- 🙏 1
- 🕊 1