رباعیّات خیّام
حكيم عمر بن ابراهیم خیّامی نیشابوری، مشهور به خیّام، از فلاسفه و دانشمندان نامدار ایرانی در سدههای پنجم و ششم هجری است (۴۳۹ ۵۲۶ ق).
وی در فلسفه، پیرو حکیم ابوعلی سینا بود و در ریاضی و نجوم جزو سرآمدان عصر خود به شمار میآمد. از نگاشتههای او، آنچه پس از ۹۰۰ سال به دست ما رسیده، ده رسالۀ کوتاه علمی به زبان عربی، دو رسالهٔ فارسی، حدود چهل بیت شعر عربی، و حدود هفتاد رباعی به زبان فارسی است. رسالهٔ نوروزنامه و دهها رباعی فارسی دیگر نیز به خیام منسوب است. شمار رباعیات فارسی منسوب به او به ۱۶۰۰ رباعی نیز میرسد.
رباعيات منسوب به خیام به دلیل طرز بیان موجز و جهانبینی ویژه، از دیرباز مورد توجه مخاطبان خاص و عام قرار داشته و بدان طرز، در طول سدههای متمادی، رباعیات بسیاری پدید آمده که اغلبش، در متون بعدی، به خود خیام منسوب گردیده و مجموع این رباعیات مکتب خیام را در تاریخ شعر فارسی بنیان نهاده است.
خیام به واسطهٔ این رباعیات، جزو چند شاعر بزرگ و سرآمد زبان فارسی شناخته میشود و شهرت اشعار او از مرزهای سرزمینهای پارسی زبان در گذشته، در سرتاسر کرهٔ خاک منتشر شده و تقریباً به اغلب زبانهای دنیا ترجمههای متعدد و متنوع از آن موجود است.
مشهورترین ترجمۀ رباعیات خیام که شهرت جهانی خیام تا حدود زیادی مرهون آن است، ترجمهٔ ادوارد فیتز جرالد شاعر عصر ویکتوریاست که نخستین ویراست ترجمۀ خود را که مشتمل بر ۷۵ رباعی بود، در سال ۱۸۵۹م در انگلستان منتشر کرد. ویراست دوم ۱۱۰ رباعی داشت (۱۹۶۸ م) و ویراست سوم ۱۰۱ رباعی کاهش یافت (۱۸۷۲ م). این ترجمهٔ آزاد و شاعرانه، هم برای فيتزجرالد آوازهای بیمانند در همهٔ اقطار عالم رقم زد، هم برای حکیم عمر خیام.
رباعیات خیام و شاعرانی که بدین سبک و سیاق رباعی گفتهاند، گفتمانی را بازنمایی میکند که آن را «گفتمان خیامیات» خواندهاند... .
حیرت در برابر رازهای هستی، گیر افتادن در دایرهٔ بیسر و بُنِ زندگی، ناگزیری مرگ و گشودن راهی برای شاد زیستن، از درونمایههای اصلی رباعیات خیام است. اما وجه غالب و هستهٔ مرکزی گفتمان خیامیت را میتوان در دو مفهوم کلیدی خلاصه کرد: «عصیان و اعتراض». به این اعتبار، خیام، شاعری معترض و عصیانگر است. خیام همانقدر که در زندگی علمی و اجتماعی خود، فردی محتاط خوددار و سربهراه بود در زندگی درونی خود که رباعیاتش روایتگر آن است، ستیزی مداوم و بیامان با تابوها داشت.
تابوشکنی خیام، این جرأت را در شاعران دیگر برانگیخت که خط قرمزها را به اعتبار نام او، و حتی به اسم او، پشت سر بگذارند... .
مفهوم عصیان در رباعیات خیام با خود شماری از مفاهیم مرتبط را فراخوان کرده است: حیرت و تردید، پرسش و پرخاش، رنج اجتنابناپذیر زندگی، اغتنام وقت و شادخواری. همۀ این عناصر را کمابیش میتوان در اشعار پیش از خیام یا دیوان شاعران هم عصر او ردگیری کرد. آنچه شعر خیام را برجسته کرده، انسجام دادن به این تمها در چارچوب یک منظومهٔ فکری، ریختن آن در قالب یک فرم دلخواه (رباعی) و خلق زبان مناسب با این حالات و معانی است که در نهایت، به ظهور یک صورت هنری جدید انجامیده است. به صحنه آمدن این وجه غالب در رباعيات خیام، به دلیل بداعت و یکپارچگی نظام صوتی و معنایی آن، «مکتب خیام » را در رباعی فارسی پایهریزی کرد و همۀ رباعیات مشابه را زیر بیرق خیام گرد آورد.
رباعیّات خیّام و خیّامانههای فارسی، سیدعلی میرافضلی، صص ۹-۱۰، ۱۵
.https://t.me/hezar_khom
Post #4806
597
- 👍 6
- 👏 5
- ❤ 2
- 🙏 2