نگاهی به رمان "خانه ادریسی ها"
محمدامین مروتی
جلد اول "خانهٔ ادریسیها" نوشته غزاله علیزاده در سال ۱۳۷۰ و جلد دوم یک سال بعد به چاپ رسید.
این کتاب در سال ۱۳۷۷، پس از خودکشی نویسندهاش، در مراسم جایزه ۲۰ سال داستاننویسی انقلاب اسلامی لوح افتخار دریافت کرد.
خانهٔ ادریسیها داستان خانوادهای اشرافی است که زندگیشان با رخ دادن انقلابی در کشورشان دستخوش تغییر میشود.
ساکنان خانه عبارتند از مادربزرگ یا خانم ادریسی، لقا (دختر میانسال او)، وهاب (نوه پسری خانم ادریسی). یاور مستخدم پیر و وفادار خانواده.
مضمون مرکزی رمان، تقابل دو سبک زندگی قبل و بعد از انقلاب است. ماجرا در گرجستان و در میان ملتی مسیحی می گذرد. انقلاب، اشاره صریحی به انقلاب اکتبر روسیه دارد. پرچم به جای داس و چکش، نشان دیلم و اسکنه دارد که می تواند اشاره ای به عقب ماندگی این کشور در زمان انقلاب باشد. کارگزاران حکومت یعنی آتشکاران، یکدیگر را "قهرمان" صدا می زنند که اشاره ای است به "رفیق" در میان انقلابیون روس.
سبکی از زندگی که توسط تازه به دوران رسیده های انقلابی به همه تحمیل می شود. حکومت به دست فرصت طلبانی چون "مویّد" "حدادیان"و تازه به دوران رسیده هایی چون "شوکت" افتاده که قلدر و اوباش و بی ملاحظه و بی چشم و رویند. در یک کلام به دست رجاله ها. دیالوگ ها تند و زننده و کوچه بازاری و سرشار از توهین است.
حدادیان که در حکومت گذشته هم شهردار بوده، می گوید هر فرمانی که از بالا می رسد باید بی چون و چرا پذیرفت زیرا تنها احمق ها فکر می کنند.
قهرمان شوکت، نماینده آتشخانه مرکزی است و بر سایر ساکنان خانه با زور و تهدید به مجازات، حکم می راند.
بخشی از انقلابیون که حکومت گذشته را برانداخته اند، نمی توانند با این اوضاع کنار بیایند و کنار گذاشته می شوند. کسانی مثل قهرمان "قباد" که رهبر گروهی از انقلابیون مسلح در کوهستان بوده است.
این افراد سودای دیگری داشته اند و شور و شوق ساختن جامعه ای آرمانی آنان را پای کار آورده بود.
کسانی عاشقانه قدم در مسیر نهاده اند و الآن می بینند حکومت جدید-برغم شعارهای پیش از انقلاب- فقط از آن ها اطاعت می خواهد و این جنس از افراد نمی تواند با این خواسته کنار بیایند و از انسانیت خود یعنی آزادی خود صرف نظر کنند. قباد می گوید ما با حکومت جنگیدیم نه با جهالت و جاهلانی که از آزادی بیزار بودند.
"آتشکارها" می گویند:
"بیماری عشق باید ریشه کن شود و مردان و زنان قوی، در خدمت تولید نسل و پیشبرد صنعت قرار گیرند."
در کنار این شور و سودای انقلابی، عشق های دونفره هم وجود داشته اند. از جمله عشق بین خانم ادریسی وقباد که به سبب مخالفت پدر خانم ادریسی، نافرجام مانده است. او نیز دوست داشت با قباد به کوه بزند تا از ملالت زندگی اشرافی و زورگویی های پدرش بگریزد.
رمان شخصیت های متعددی دارد که باعث می شود زمان زیادی تا شناختن نسبت های شان، طول بکشد و این موضوع خواننده را قدری سردرگم می کند. خوب بود این نسبت ها طی جدولی در ابتدای کتاب مورد تاکید قرار می گرفت.
توصیفات خانم علیزاده از وقایع، دقیق و ملموس و بعضاً دور و دراز است . کتاب می توانست حجم کمتری داشته باشد بی آن که به محتوایش لطمه ای بخورد.
با توجه به اینکه وقایع در گرجستان می گذرد، استفاده از اسامی فارسی و عربی، قدری بدسلیقگی می نماید.
رمان گواهی می دهد که ذهنیت خانم علیزاده، وسیع، حساس و دقیق است. همچنین تاثیر و تاثر ایشان از وقایع اجتماعی روزگارش را به نمایش می گذارد.
3 دی 1403
https://t.me/hezar_khom
Post #4629
629
- 👍 5
- 👏 3
- 🙏 1