TGViewer
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم 📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم @hezar_khom · 15.9K subscribers
Post #4624 671
📍خلاصه کتاب:
#خانه_ادریسی_ها
#غزاله_علیزاده

منبع : ویکی پدیا

🔸خانهٔ ادریسی‌ها مشهورترین رمان غزاله علیزاده است که در سال ۱۳۷۰ در دو جلد به چاپ رسید.
🔸داستان رمان دربارهٔ شهری است به نام عشق آباد و گروهی به قدرت رسیده که وارد شهر شده‌اند تا حق ستم دیدگان را از ثروتمندان بگیرند و آنها را از خانه هاشان بیرون کنند، و به دیگر بیان آنان را به سزای کارهای ناشایستشان برسانند. همه ماجرا در خانه بزرگ و کهنه‌ای می‌گذرد. ادریسی‌ها ساکنان نخستین خانه هستند: مادربزرگ یا خانم ادریسی‌ها یا زلیخا، لقا (دختر میانسال خانم ادریسی‌ها که سال‌های زندگانی اش را به تنهایی و به دور از مردها به سر برده‌است)، وهاب (نوه پسری خانم ادریسی‌ها که درسش را در خارج از کشور گذرانده‌است و پس از سفر در جستجوی رحیلا بازگشته‌است). هر سه خود را در خانه و خاطرات خیلی دورشان زندانی کرده‌اند. هرگز خانه را ترک نکرده‌اند و به گفته وهاب آنچه سبب شده هرگز خانه را ترک نکنند و به جمع دیگران نروند، «خو گرفتن، ناچاری و تن آسایی بوده‌است». و یاور باغبان و مستخدم پیر خانه.

خانه ادریسی‌ها اندوه بار است و پر از رخدادهای شگفت‌آور و باورنکردنی. زن‌های این خانواده همواره تسلیم خودخواهی مردان شده‌اند (مردسالاری). مادربزرگ وقتی خیلی جوان است به آقای ادریسی‌ها شوهر داده می‌شود، در حالی که دلبسته جوانکی عاشق و آشوبگر بوده به نام قباد، که برای آزادی و دادخواهی از مردم مبارزه می‌کرده‌است. سال‌ها گذشته و قباد رفته به دنبال هدفش و مادربزرگ مانده و ازدواج کرده و اکنون قباد با یک پای سالم، کنار گذاشته شده از سوی آتشخانه‌ای که خود به وجودش آورده، با سکوت و حسرت به گذشته از دست رفته خود، به زندگی ادامه می‌دهد. خانم ادریسی‌ها با تولد فرزند سومش رحیلا جوانی از سر می‌گیرد.

رحیلا دختری زیباست که مانند دیگر زن‌های خانه ادریسی‌ها به ناچار تن به ازدواج با موید (مردی بی‌لیاقت) می‌دهد؛ و از سوی دیگر، وهاب از کودکی با مادربزرگ زندگی می‌کرده چون پدر از مسافرت به تفلیس تنها به خانه بازمی‌گردد. وهاب همیشه مادر خود را مقصر می‌داند، چون او را ترک کرده و به گمان خود به دنبال خوش گذرانی رفته‌است. رحیلا در جوانی می‌میرد و اتاقش همچنان دست نخورده با تمام لباس‌ها و عطرهایش باقی می‌ماند. وهاب از کودکی دلبسته و شاید عاشق عمه اش است و روزهای زندگی اش را با مرور خاطراتشان و نگاه و برخورد رحیلا با او سپری می‌کند، به دیگر بیان، دلبسته یک عشق خیالی است که با آمدن رکسانا این عشق خیالی جایش را به عشق راستین می‌دهد.

لقا به سبب نداشتن چهره زیبا و دلبستگی مادر خانم ادریسی‌ها همه زندگی را در تنهایی سپری می‌کند. تنها هنر او در نواختن پیانو بر همگان آشکار می‌شود تا آنکه شوکت دیگر توانایی‌های او را بیدار می‌کند. به گفته وهاب هنگامی که پیانو می‌نوازد این احساس در او زنده می‌شود که جوان شده و با شور بسیار می‌نوازد ولی در پایان همان لقای همیشگی می‌شود.

زندگی این چهار تن با همه کسالت باری اش با آمدن شوکت نماینده آتشخانه مرکزی از جریان عادی اش خارج می‌شود. قهرمان شوکت زن تنومندی که همیشه زرد می‌پوشد و چون خورشید می‌درخشد، همه ویژگی‌های زنانه را رد می‌کند. بسیار بدزبان و خشن است هرچند دلی مهربان و عدالت خواه دارد. این مهربانی برای برزو است که شوکت را مانند مادر دوست دارد. قهرمان شوکت و افرادش و خانواده خانه ادریسی‌ها روزهای نخست هیچ‌کدام این دگرگونی را پذیرا نیستند. کم‌کم مادربزرگ و پس ار او لقا و وهاب از اینکه آن دو چنان زود همه چیز خود را از دست داده‌اند، شگفت زده می‌شوند. همراهان شوکت آدم‌های رنج کشیده‌ای هستند که در زندگی گذشته‌شان همواره با بیدادگری دست به گریبان بوده‌اند و برای دادخواهی گرد هم آمده‌اند. با کمک ایشان قباد و دیگران توانسته‌اند نهضت را به نظام تبدیل کنند، اما این نهضت هم مثل تمام نهضت‌های دیگر که به قدرت می‌رسند، به فساد کشیده می‌شود.

برزو جوانک دانشجوی تندرویی که همیشه به شوکت و آتشخانه حق می‌دهد، کم‌کم درک می‌کند که آتشخانه هم رو به فساد می‌رود. پس به شوکت می‌گوید: «داروهای دولتی را می‌برند توی بازار سیاه. بوی داروها توی بیمارستان دیگر خوشایند نیست. یک جورهایی آزارم می‌دهد.» پس از همه چیز می‌گذرد و در کنار شوکت باقی می‌ماند، برای دادخواهی، نه برای رویارویی با دادخواهان.

رخساره زنی است که هنوز دلش به یاد خانه اربابی و سخن‌های ارباب خوش است و حسرت آن روزها را می‌خورد. کوکب زنی که مردش او را همیشه می‌زند و باز هم هنوز عاشق اوست. پسرش یوسف جوانکی کتاب خوان و عاشق‌پیشه شعر می‌گوید و شیفته شوهر رکساناست و شاید هم شیفته رکسانا . تیمور. کاوه.
https://t.me/hezar_khom
🔃1
  • 👍 4
  • 👏 3
  • ❤ 1
  • 🙏 1
  • 🕊 1
More from @hezar_khom
  1. Oct 1, 2026🌹 راز گل سرخ @Mystery_RedRoss ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌…
  2. Oct 1, 2026توصیف اوج دلتنگی همینه که راحم تبریزی میگه : جمالت را نمی بینم؛خیالت می کُشد امّا https://…
  3. Oct 1, 2026🌹اول اکتبر سالروز درگذشت پیر کورنی نمایشنامه نویس منحصر به فرد فرانسوی است. او از بنیانگذ…
  4. Oct 1, 2026🎵Experience 🎶Ludovico Einaudi 🎵 نام قطعه: تجربه 🎶 نام موزیسین / آهنگساز: لودوویکو اینا…
  5. Oct 1, 2026🎵«درجست‌وجویِ «ما»یِ موسیقایی: درنگی بر تلاقیِ غریزه و خاطره» 🗓به مناسبت اول اکتبر روز ج…
  6. Oct 1, 2026🎵«درجست‌وجویِ 'ما’یِ موسیقایی: درنگی بر تلاقیِ غریزه و خاطره به مناسبت اول اکتبر» 🗓اول ا…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →