سعدی شاعری بزرگی است چون «ارنست رنان میگوید»!
بارها در مقالات و نوشتهها و نشستهای ادبی داخلی و خارجی، برای اثبات ِ عظمت ِ شعرای ایرانی، از بزرگان ِ غربی نقل قول میکنیم بی آنکه بدانیم در پسِ بعض این تمجیدها، نوعی تحقیر، نهفته است!
مثلاً بارها در خیلی از مقالات و همایشهایی که در مورد شخصیت ادبی سعدی، نوشته و برپا شده است، نویسندگان و سخنرانان، برای سندِ ادعای بزرگی سعدی، نگاه غربیان را در بارهی این شاعر بزرگ، فصل الخطابِ گفتههای خود قرار دادهاند و با عنوانهایی چون:
«شاعری که خارجیها را به ستایش وا داشت»!
«سعدی در کلامِ فلان نویسندهی بزرگ»
«در عظمت سعدی همین بس که فلان متفکر غربی در بارهی او چنین و چنان گفته است»....
و با آوردن این نقل قول ها به حسابِ خودشان مُهر تأییدی بر بزرگی سعدی زدهاند!
البته نقل قول کردن از ادبای بزرگ جهان، برای اثبات بزرگی شعرای ایرانی، فی نفسه، کار بدی نیست، اما اهداف ِ خیلی از این اظهار نظرها، بسیار هوشمندانه در تخریب ِ بزرگانِ ادب ایرانی است!
یکی از کسانی که عموماً در مورد عظمت ادبی سعدی، از اونقلقولمیکنندجناب«ارنسترنان»* است!
در خیلی از مقالات و نشستهای ادبی در عظمت سعدی، این نقل قول از ارنست رنان را میآورند:
«در حقیقت سعدی یکی از خودِ ماست. عقل سلیم خدشه ناپذیر او ، لطافت و اندیشهای که به گفته های وی روح میبخشد، لحن شوخ ملایمی که سعدی بدان وسیله عیوب و انحراف های عالم بشری را انتقاد می کند. همه این محسنات که در شرق کمیاب است، سعدی را در چشم ما عزیز می دارد. هنگام خواندن آثار سعدی، خواننده تصور می کند که کتاب یک معلّم اخلاق روحی یا یک بذله گوی قرن شانزدهم میلادی را می خواند».
این طرز نگاه به طور وسوسه آمیزی، خوانندهی ایرانی را به مباهات وا میدارد، اما اگر از دریچهی گفتمانِ «میشل فوکو»** به آن بنگریم، نشانگر ِ دیدگاهی، همسوی با گفتمانِ استعماری اروپا محور و غربی است!
رنان، سعدی را متعلق به غرب میداند! در لایههای پنهان چنین سخنی، این گفتمان نهفته است که شرق قادر به آفریدن ِ چنین شاعر عظیمی نیست! به تعبیر دیگر، ارنست رنان، شرق را عقیم و غرب را زایا، میداند!
و باز با تکیه بر همین گفتمانِ والا انگارانه است که ظهور چنین اوصافی در میان نویسندگان شرقی را امری نادر، تلقی میکند!
بهرهگیری رنان، از واژهی شرق، در همین سیاق قرار میگیرد؛ او با بکارگیری این واژه، به گونهای نا محسوس، جهان را به دو گانهای شرقی- غربی، تقسیم میکند؛ غرب، پیشرفته و زایا که شاعرانی چیرهدست میآفریند و شرق، عقب مانده و عقیم که ظهور چنین پدیدههایی در آن، امری نادر است!
مصداق دیگر این امر، کاربرد واژهی«ما» است، که عملاً دو گانهای دیگر تحت عنوان«ما دربرابرآنها» میآفریند! این واژه همچنین برآیند باور ِ رنان، به هژمونی غرب و فرودستی شرق است؛ از این رهگذر، سعدی، تبدیل به یک« ابژه» میشود که در نظرِ «ما» عزیز دانسته میشود و در مرحلهی بعد به واسطهی همین «ابژه شدگی» رنان، به راحتی، سعدی را، از یک مکان( شرق) به مکانی دیگر( غرب) منتقل میسازد!
این موضوع به طرز وسوسه انگیزی، مخاطب را به سوی این نکنه سوق میدهد که«ما» نقشی تصمیم گیر، و صاحب نظرانه دارد و از این جایگاه است که در بارهی سعدی نظر میدهد!
این همان گفتمان اروپا محور غربی است که اروپا را مرکز و معیار، و شرق را حاشیه و معیار پذیر تلقی میکند!
همین نگاه فرادستی و استعلایی است که به رنان اجازه میدهد تا یک نویسندهی اخلاقی و حکمت آمیز ِ رومی، یا منتقدی بذله گو ، از قرن شانزدهم را معیار و سنجهای برای سعدی قرار دهد و او را به آنان تشبیه کند!
*فیلسوف، تاریخنگار و نویسنده فرانسوی
**روابط فرادستی و فرودستی در سطح جهان میان کشورهای صاحب ثروت و قدرت و کشورهای توسعه نیافته و فاقد ثروت و قدرت( نظریه پسااستعماری)
https://t.me/hezar_khom
Post #4086
725
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم : ▫️ روز بزرگداشت سعدی گرامی باد ببین و بُگذَر وَ خاطِر به هیچکس مَسپار ... اول اردیبهشت روز بزرگداشت سعدی است. هانری ماسه می گوید: « ما غربی ها وقتی اشعار شاعران بزرگ فارسی گوی را می خوانیم با وجود همه نبوغشان فکری ناآشنا و دیر فهم را در آنان می بینیم.…
- 👏 7
- 👍 3
- 🙏 1