TGViewer
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم 📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم @hezar_khom · 15.9K subscribers
Post #3508 580
3⃣🔃

می‌پردازد و آن را نقد می‌کندصحبت کردن درباره همه این فصل‌ها در اینجا امکان‌پذیر نیست اما اشاره کردن به بعضی از این مفاهیم، شاید برای مخاطبی که می‌خواهد تا حدود کمی با آنچه که نیچه سعی در انتقالش در این کتاب دارد آشنا شود، مفید باشد.

در بخش اول کتاب، نیچه به سقراط می‌تازد. او معتقد است که سقراط همه را فریب داده تا شیفته خودش کند، فقط برای آنکه یک شهرت پرست بوده است و با فریفتن مردم و استدلال‌های بی‌جا آن‌ها را وادار می‌کرده که به حرف‌هایش گوش بدهند، در صورتی که او یک انسان بدذاتِ بیمار بیش نبوده و چهره زشت سقراط نیز به همین خاطر است. او همه خوی و هوس‌ها را در خود داشته، در حالی که ادعای چیره شدن بر آنها را داشته است. چیزی که از دید نیچه ابدا ممکن نیست و یک دروغ محض است.

به‌واقع سقراط و فیلسوف‌های یونانی بعد از او معتقد بودند که عقل فضیلت است و فضیلت سعادت به ثمر می‌آورد. باید از غرایز دوری کرد تا به عقلانیت و سعادت رسید. در صورتی که نیچه معتقد است این عقلانیت محض یک بیماری است و انسان باید در طبیعی‌ترین حالت ممکن، پیرو غریزه و طبیعت خودش باشد.

در فصل چهارم نیچه به مساله جهان حقیقی و جهان نمود می‌پردازد. این که از دید او فیلسوف‌ها بکلی «شوند» را قبول ندارند و پافشاری‌شان بر چیره شدن «بودن» بر «شدن» است. افلاطون معتقد است که هر آنچه در هستی وجود دارد، یک نمونه از خودش در جهان حقیقی هست. درست مثل واقعیت و سایه. چیزی حقیقی وجود دارد که ذات همه‌چیز است و ما آن را نمی‌بینم، و تنها چیزی که می‌بینیم تنها سایه‌ای از آن واقعیت موجود در دنیای نمود است. این مفاهیم می‌توانند مدام تغییر کند و به واسطه این تغییر، شامل جهان نمود می‌شوند. پس از دید افلاطون، این جهان فاقد ارزش است و جهان اصلی و ارزشمند، همان جهان مثالی است با ادراک ما قابل لمس نیست.

منتهی نیچه در اینجا اصرار بر ارزش جهان نمود دارد. طبق گفته‌های او، تنها چیزی که واقعیت دارد همین جهان نمود است. همین جهانی که برای ما اکنون قابل لمس است و ما در ساختنش نقش داریم. آن جهان خیالی افلاطون، برای نیچه چیزی جز یک توهم و دروغ بزرگ نیست.

نیچه در بخش «درباب روانشناسی هنرمندان» می‌گوید آفریدن هنر، ابتدایی‌ترین چیزی که نیاز دارد سرمستی است و هنر بدون سرمستی اصلا هنر به حساب نمی‌آید. این سرمستی می‌تواند نشات گرفته از هر چیزی باشد، از شور جنسی، از پیرزوی در یک مسابقه، هوای بهاری، سرمستی اراده و غیره. این‌ها همه نوعی نیروی محرکه در جهت هنر و آرمانی کردن ایجاد می‌کنند. و اینجا آرمانی کردن به معنی تراشیدن و شکل دادن به چیزی نیست. بلکه به معنی کندن سیماهای اصلی است. یعنی همان ویران کردن. این ویران کردن به تمام سیماها چهره‌ای دیگر می‌بخشد، چهره‌ای که بتواند بازتابِ نیرو و قوای خودش باشد.

در این میان نیز کسانی هستند که از دید نیچه پاد هنرمنداند. یعنی کسانی که بر ضد هنر بلند می‌شوند و تمام شیره هنر را می‌کشند. نیچه مسیحیت را از این دسته می‌داند. پس معتقد است که طبیعتا هیچ مسیحی هنرمندی وجود ندارد.

در بخشی از فصل «آنچه آلمانیان از دست می‌دهند»،
نیچه به شیوه آموزش خرده می‌گیرد. او معتقد است آموزش به معنایی که باید باشد اعمال نمی‌شود، رسالتِ آموزش، این است که انسان دیدن و اندیشیدن را فرا بگیرد و بعد راهش را خودش بسازد، اما در این سیستم آموزش، گویی می‌خواهند با عجله‌ای بی‌منطق و بی‌دلیل، افراد را به کلاس‌های بالاتر ببرند و آن‌ها پیش از آنکه هنوز علاقه و کشش خود را برای خلق آنچه دوست دارند دریابند، ناخواسته وارد سیستم خشک انجام وظایف و شغل می‌شوند.

در این خصوص در قسمتی از کتاب چنین می‌خوانیم:

تمامی دستگاه آموزش عالی در آلمان اساسی‌ترین چیز را از دست داده است، یعنی هدف، و نیز وسایل رسیدن به هدف را. فراموش کرده‌اند که هدف همانا آموزش و پرورش است و فرهیختن – نه رایش – که برای این هدف به فرهیختار نیاز هست – نه دبیر دبیرستان و دانشور دانشگاهی. نیاز به فرهیختارانی که خود را فرهیخته باشند، به جان‌هایی سرامد و والا که با هر لب گشودن و لب فروبستن‌شان مزه‌ی شیرین فرهنگی پخته را بچشانند – نه این بی‌سر و پاهای درس خوانده‌ای که آموزشگاه‌های عالی و دانشگاه‌ها به عنوان دایه‌ی دوره دیده امروزه جلو جوانان می‌کارند.
ص ۹۲

شاید جالب باشد که بدانید نیچه در این کتاب حتی داروین را هم به باد انتقاد می‌گیرد. نیچه معتقد است در زندگی هر نبردی که بوده با انگیزه قدرت شکل گرفته است. اما همیشه قوی‌ترین‌ها پیروز نمی‌شوند. او می‌گوید داروین در نظریه‌اش مساله مهمی به نام «زیرکی» را فراموش کرده بود. این روزها هیچ نوعی به کمال نمی‌رسد و ناتوانایان بر توانایان چیره می‌شوند. چراکه بسیار زیادتراند و بسیار زیرک‌اند. برای پیروزی باید زیرک بود و برای زیرک شدن باید به زیرک بودن «نیاز» داشت! قدرتمندان

https://t.me/hezar_khom

3⃣🔃
  • ❤ 4
  • 🙏 2
  • 👍 1
  • 👏 1
More from @hezar_khom
  1. Oct 1, 2026🌹 راز گل سرخ @Mystery_RedRoss ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌…
  2. Oct 1, 2026توصیف اوج دلتنگی همینه که راحم تبریزی میگه : جمالت را نمی بینم؛خیالت می کُشد امّا https://…
  3. Oct 1, 2026🌹اول اکتبر سالروز درگذشت پیر کورنی نمایشنامه نویس منحصر به فرد فرانسوی است. او از بنیانگذ…
  4. Oct 1, 2026🎵Experience 🎶Ludovico Einaudi 🎵 نام قطعه: تجربه 🎶 نام موزیسین / آهنگساز: لودوویکو اینا…
  5. Oct 1, 2026🎵«درجست‌وجویِ «ما»یِ موسیقایی: درنگی بر تلاقیِ غریزه و خاطره» 🗓به مناسبت اول اکتبر روز ج…
  6. Oct 1, 2026🎵«درجست‌وجویِ 'ما’یِ موسیقایی: درنگی بر تلاقیِ غریزه و خاطره به مناسبت اول اکتبر» 🗓اول ا…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →