#لحظاتیبرایمطالعهوتفکر
#تاریخمشروطهایران
#احمدکسروی
(جلد دوم )
عین الدوله که می خواست جنگ روانی بوجود آورد، به مشروطه خواهان التماتوم داد که تا الان به مردم رحم کردم اما اگر تا 48 ساعت آینده تسلیم نشدید، شما را نابود خواهم کرد.
مشروطه خواهان او را به تمسخر گرفته و گفتند اینهمه مدت از خود ضعف نشان داده و عقب نشینی کردی، حال التماتوم هم میدهی!
عین الدوله که منتظر آمدن نیروهای کمکی بود، کمی وقت تلف کرد و بعد
حملهی شدیدی را آغاز کردند بنحوی که در ابتدا موفق شدند پیشروی کنند اما با گذشت زمان، در اواخر همان روز
مشروطه خواهان موفق شدند آنها را به عقب نشینی وادار کنند.
ص 769-777
مشروطه خواهان تبریز از پیروزی های پی در پی خود جشن گرفته بودند
و مردم نیز دیگر ترسی در دلشان باقی نمانده بود.
مشروطه خواهان مناطق دیگر حتی خارج از کشور، پیام تبریک می فرستادند
و نام ستارخان و باقرخان همه جا مطرح شده بود.
اینبار ستارخان در حمله پیش دستی کرد و بعضی از مناطقی که سپاهیان عین الدوله در آن سنگر گرفته بودند را تسخیر نمود.
عین الدوله که بشدت از این حمله خشمگین شده بود، برای بار چهارم تصمیم گرفت که حمله ی سنگینی کند
اما ستارخان نقشه را فهمید و شبانه به آنان حمله کرده و شمار زیادی سربازان از آن شب به بعد، از سپاه عین الدوله می گریختند.
سپاه ماکو که خود را بر سرپل آجی رسانده بودند و سنگر داشتند، نمی گذاشتند کاروان ها به تبریز بیایند و یا مجاهدین قفقاز به مشروطه خواهان اسلحه برسانند
بنابراین راه بسته بود و ستارخان باید چاره ای می اندیشید.
بنابراین ستارخان 200 یا 300 نفر را برای حمله به سرپل آجی فرستاد که جنگ خونینی براه افتاد
در نهایت با آنکه سپاه دشمن 1000 نفر بودند (چندین برابر مشروطه خواهان) اما حدود چهل تن کشته داده و مابقی فرار کردند
آن روز یکی از بهترین روزهای تبریز بود و مشکل آذوقه هم حل شده بود
صص 777-785
سپاه حکومت، آخرین زورهای خود را میزد اما فایده نداشت و مشروطه خواهان موفق شدند آنان را از آخرین سنگرهایشان هم فراری دهند.
آزادیخواهان پیروز شدند و شهر از جنگ و سنگربندی رها شد و راههایی که 4 ماه بسته بود ، باز شد و مردم از تنگنا بیرون آمدند.
مجتهد و دیگر روحانیون از شهر فرار کردند
محمدعلی شاه از شکست عین الدوله خشمگین شد و به او تلگراف زد؛
یا روحانیون را به جایگاه خودشان در شهر برگردان و یا از حکمرانی آذربایجان کناره گیری کن.
عین الدوله همینکه تلگراف را دریافت کرد، استعفا داد و بدینسان سپاه شکست خوردهی حکومت به هرج و مرج افتاد.
نتیجهی پیروزی مشروطه خواهان تبریز بر سپاه حکومت عبارت بود از؛
۱- مشروطه خواهان در تبریز میدان یافته به برپا گردیدن ادارهها و دیگر کارهای بزرگ پرداختند
۲- آزادیخواهان سراسر کشور شادمان شده و در تهران و دیگر شهرها جنبش آغاز شد
۳- غربی ها که گفته بودند مردم شرق لیاقت آزادی را ندارند، به موفقیت های تبریز اعتراف کردند.
بازارها دوباره گشوده شدند و خرابی های جنگ را آباد میکردند.
👈ستارخان و باقرخان اعلام کردند هیچ کس حق ندارد کسانی را که با ما مخالف بودند ، اذیت کند.
صص791_785
یکی از کارهای شگفت انگیز تبریزیان آن بود که تلگرافی به محمدعلی شاه فرستادند و خواستار باز شدن مجلس شورای ملی شدند.
تبریزیان میدانستند محمدعلی شاه دست از کینه جویی برنداشته است و دوباره سپاه را بسیج میکند که به تبریز بفرستد
برای همین در تلاش بودند تا آذوقه ی مورد نیاز را انبار کنند تا در آن زمان به تنگنا نیفتند.
بعلاوه اینکه مشروطه خواهان تبریز در فکر گسترش جنبش خود و اعزام نیرو به دیگر نقاط نیز می بودند.
رحیم خان و شجاع النظام که از مشروطه خواهان شکست خورده و فرار کرده بودند، در راههای ارتباطی ساکن شده و به راهزنی و غارتگری مشغول شدند.
که در این بین، کار شجاع النظام بالا گرفته بود و نمی گذاشت کاروانها به تبریز برسند.
برای نابود کردن شجاع النظام ، *حیدرعمواغلی* یک نقشه ی بسیار عالی کشید.
او یک بمب جعبهای درست کرد و بههمراه یک نامه با مهر دوست صمیمی شجاع النظام، برایش فرستاد.
وقتی جعبه و نامه به دست شجاع النظام میرسد، جعبه را باز میکند، بمب منفجر شده و کشته میشود.
شجاع النظام از همه بیشتر با مشروطه مخالفت میکرد و اموال زیادی از مردم تاراج کرده بود
وقتی خبر مرگش را آوردند ، مردم شادمان شدند.
ص 804_795
https://t.me/hezar_khom
🔃📑5⃣2⃣صص(۸۰۴ -۷۶۹)
Post #3489
962
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم #لحظاتیبرایمطالعهوتفکر #تاریخمشروطهایران #احمدکسروی (جلد دوم ) آزادیخواهان تبریز نیز در این مدت، قدرتمندتر شده بودند و *انجمن ایالتی تبریز* در نبود مجلس تهران ، خود را جانشین آن معرفی کرد. تبریز دیگر تنها به فکر خود نبود بلکه هدفش برگرداندن مشروطه…
- ❤ 6
- 👍 3
- 👏 2
- 🙏 2