#لحظاتیبرایمطالعهوتفکر
#تاریخمشروطهایران
#احمدکسروی
در مجلس، بحث بر سر تغییرات قانون اساسی شد و مذهبیون از نظر شیخ فضل الله نوری حمایت کردند، نمایندگان دیگر هم از روی ظاهرسازی یا از ترس طلبه های چماقدار، با نظر شیخ موافقت کردند
بنابراین مذهبیون در اینجا موفق شدند تا اصلی را وارد قانون اساسی کنند که براساس آن در هر دوره ای باید انجمنی از علمای شیعه بر قوانین نظارت کرده و قبل از تصویب، تایید بفرمایند.
با این حال باز هم روحانیون از مخالفت با مشروطه دست برنداشتند و برای بهدست آوردن منافع، از دربار حمایت میکردند.
صفحات ۳۶۳ تا ۳۷۵
یکی از روحانیون طرفدار شیخ فضل الله نوری به منبر رفته و گفت:
هر کس به علما توهین کند، کافر میگردد.
یک حاجی از پایین منبر برخاست و در حمایت روحانی گفت:
راست میگوید، این فرنگی مآبها اسلام را خراب کردند و شریعت را برداشتند.
آزادیخواهان که می دانستند اینها به بهانه روضه خوانی میخواهند مردم را بر علیه مشروطه بشورانند، از قبل به مسجد آمده بودند و دربرابر این حرفها گفتند:
ما مطلع هستیم شما را چه کسانی فرستاده اند منبر ...
هیاهو بلند شد و طلبه های چماقدار هم حمله کردند و با آزادیخواهان درگیر شدند.
صفحات ۳۷۵ تا ۳۷۸
پس از کارشکنیها و مخالفتهای روحانیون با مشروطه، آزادیخواهان با یکدیگر متحد شده و تصمیم گرفتند به حرم عبدالعظیم حمله کرده و روحانیون را از شهر بیرون کنند.
اما طباطبایی و بهبهانی
واسطه شده و مردم را دعوت به آرامش کردند
و مجلس نیز تلگرافی را به شهرها فرستاد مبنی بر اینکه؛
*شیخ فضل الله نوری* از اول چون میدانست اساس مشروطه، منافع شخصی او را به خطر می اندازد، با آن مخالفت کرده و در نهان و آشکار به کارشکنی میپرداخته است.
صفحات ۳۷۸ تا ۳۸۰
بعد از تلگرافی که مجلس بر علیه شیخ فضل الله نوری به شهرها فرستاد، آیت الله سید کاظم یزدی از نجف به حمایت از شیخ فضل الله برخاست و پیروان او دست به آشوب زدند.
سید کاظم یزدی صرفا به منافع خود فکر میکرده و جز به فکر *دستگاه آیت اللهی* نمیبود لذا منافع توده مردم و کشور برای او اهمیتی نداشت.
جالب اینجاست که حکمران نجف و دولت عثمانی نیز از شیخ فضل الله حمایت کردند زیرا می دانستند اگر مشروطه در ایران پیروز شود، مردم کشورهای خودشان هم به این کار ترغیب خواهند شد.
صفحات ۳۸۰ تا ۳۸۲
*آیت الله سیدکاظم یزدی* که در فریفتن مردم و شورانیدن عوام، استاد بود، مردم را به شدت تحریک کرد.
ایلهای عرب را که در پیرامون نجف و کربلا زندگی میکرده و شیعه میبودند را با تفنگ و فشنگ به نجف فراخواند.
و هر روز که او برای نماز به حرم میآمد، چند هزار نفر پشت سر او نماز خوانده و نسبت به مشروطه بدگویی کرده و آزادیخواهان را اذیت میکردند.
صفحات ۳۸۲ تا ۳۸۵
در همین ایامی که تلاش میکردند تا آزادیخواهان را شکست دهند، در تهران یک دروغی در مورد تبریزیان ساختند و منتشر کردند مبنی بر اینکه؛
مشروطه خواهان تبریز چون از محمدعلی شاه ناامید شدهاند میخواهند از تهران جدا شده و خودشان یک جمهوری بوجود آورند.
درحالی که اصلا همچین حرفی در تبریز نبود
و مردم در واکنش به این دروغ ، تلگراف درازی نوشته و از بی پروایی های دربار شاه برابر درخواستهای مردم و نیرنگ هایی که می زنند اعتراض کردند.
صفحات ۳۸۵ تا ۳۹۰
شیخ فضل الله نوری و روحانیون دیگر هر روز به انتشار لایحه در بین مردم ادامه میدادند.
یکی از لوایحی که نشانه ی خوبی از نظرات پوچ اینان است، لایحه ششم مرداد بود که در آن از
*افتتاح مدارس بانوان* اشکال گرفته و مخالفت نمودند
و نیز به خرج کردن وجوهات حرمهای مقدسه برای ساخت کارخانجات و عمران کشور ، ایراد گرفتند.
درحالی که پوچی این نظرات بسیار واضح است اما روی مردمی که به مذهب شیعه و این باورها وابسته بودند، تاثیر میگذاشت.
صفحات ۴۱۲ تا ۴۳۰
در این هنگام در تهران ، کابینه ی اتابک در نظرمردم ارزش خود را از دست داد.
از اتابک و نیز از مجلس که هواداری از اتابک مینمودند، بدگویی میکردند.
مردم در حیاط بهارستان جمع شده و هرکس سخنی میگفت
از جمله *یحیی میرزا* که یکی از آزادیخواهان به شمار میرود، از ناامنی کشور سخن گفته و اعلام کرد وزیر داخلی، نمایندگان مجلس را با پول خریده است.
به همین دلیل کارها پیش نمیرود.
صفحات ۴۳۰ تا ۴۴۰
https://t.me/hezar_khom
🔃📑5⃣1⃣ صص(ص ۴۴۰ تا ۳۷۵)
Post #3240
360
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم #لحظاتیبرایمطالعهوتفکر #تاریخمشروطهایران #احمدکسروی مردم تبریز، دلیرانه از مشروطه محافظت کرده و آشکارا می گفتند: ما قانون مشروطه میخواهیم نه شریعت، اما در تهران به اندازهًی تبریز مقاومت نکردند و کسانی که تا دیروز برای مشروطه، شور و خروش نشان میدادند،…
- ❤ 9
- 👍 3
- 🙏 2