#لحظاتیبرایمطالعهوتفکر
#تاریخمشروطهایران
#احمدکسروی
سیاحتنامه ابراهیم بیگ نیز بر مردم ایران تاثیر به سزایی داشت
این کتاب ارزشمند دربارهی ناآگاهی مردم ، سرگرمی مردم به کارهای بیهوده، فریبکاری های روحانیون ، ظلم و ستم حاکمان
با زبانی ساده و شیرین و آهنگی دلسوز، سخن بهمیان آورد.
ایرانیان که در همچین وضعی زندگی می کردند با خواندن این کتابها ، تکان میخوردند.
صفحات ۴۵ تا ۴۶
👈عمده مطالب صفحات ۴۴ تا ۱۰۰ که چون مقدمات بودند و در ادامه درون متن اصلی تکرار میشوند، تلخیص و در نظر گرفته نشدند.
از یکسو پادشاه به نام دولت
فرمان صادر میکرد
و از سوی دیگر، روحانیون بهنام شریعت
فرمان صادر میکردند.
از اینرو روحانیون هرچه بر وسعت فرمانروایی خود میافزودند، به حساب پیروزی شریعت میگذاشتند
در حالی که کشور نیازمند به قانون بود،
اما اینان اصلا نمیفهمیدند
داستان شیعه و سنی هم که از زمان شاه اسماعیل و سلطان سلیم، رنگ سیاسی بهخود گرفت و چه دشمنیها و خونریزی هایی میان ایران و عثمانی به راه انداخت
صفحات ۱۰۰ تا ۱۲۰
ایرانیان که شیعه بودند و قسمت زیادی از سال را به سینه زنی، گریه و زاری مشغول بوده و یا پول جمع کرده و به زیارت می رفتند
لذا مردم در هر موقعیتی به ابوبکر و عمر و عثمان فحش و ناسزا میدادند.
این باورها و کینه ها در آذربایجان بیشتر بود و نیز مراسمات عزاداری تبریز سینه کوفتن، سر شکستن و
صفحات ۱۲۰ تا ۱۳۱
پیشوایان بزرگ مردم، علمای نجف و کربلا شمرده میشدند و مردم از رساله های آنان تقلید میکردند
اما در هر شهری هم مجتهدان و روحانیونی بودند که برای مردم تعیین و تکلیف میکردند و ثروت زیادی اندوخته و در اطراف خود افراد زیادی از طلبه ها و سیدها داشتند که بوسیلهی همین قدرت، در مقابل حکومت، برای خود فرمانروایی دیگری بوجود آورده بودند.
اینان که در طی سالیان دراز، ثروت زیادی در اختیار گرفته بودند، ریشه دوانیده و جزو اعیان شمرده میشدند
صفحات ۱۳۱ تا ۱۳۴
یکی از گرفتاری هایی که در ایران رواج داشت ، احتکار بود
که توسط اعیان و روحانیون و بازرگانان انجام می گرفت و آنان گندم و جو را نمی فروختند تا کمیاب و گران شود.
دولت هم که وظیفه داشت جلوگیری کند، کاری نمیکرد زیرا خود محمدعلی میرزا نیز از این گرانی ها بهره میبرد
بر اثر انبارداری اینها، نان به شدت کمیاب و گران شد و مردم هم عصبانی شده، به خانه های اینها هجوم برده و همه چیز را تاراج کردند
صصفحات ۱۳۵ تا ۱۴۲
کم فروشی در ایران بیداد میکرد
مردم برای تهیه نان ۴_۵ساعت جلوی دکان ها انتظار میکشیدند و در نهایت هم با کم فروشی و نان ناخالص مواجه میشدند
نانواهای مسلمان هم برای آنکه وجدان خود را آرام کنند و با درآمد خود به زیارت بروند، به مردم میگفتند که ما کم فروشی میکنیم، پس راضی باشید!
این اوضاع و احوال را میتوان یکی از علل قیام مشروطه دانست
مردم از یکسو نسبت به محمدعلی میرزا که قرار بود بعد از مظفرالدین شاه برتخت بنشیند، متنفر شدند
و از سوی دیگر نسبت به روحانیونی که در احتکار و انبارداری، دست داشتند ، دلسرد شدند
صفحات ۱۴۲ تا ۱۴۳
محمدعلی میرزا که قرار بود بعد از مظفرالدین شاه بر تخت بنشیند ، فردی فاسد و ظالم بود
ثروتمندان با دادن پول و ثروت، به او نزدیک شده و با حمایت او، زمینهای فراوانی را غصب میکردند
و صاحبان آن زمینها نیز زورشان نمیرسید حق خود را پس بگیرند.
یا به عنوان مثال: وقتی میرزا حسن خان صدرالوزاره که یکی از ثروتمندان تبریز بود درگذشت، یکی از نزدیکان محمدعلی میرزا برای آنکه به میراث او دست یابد، شبانه از بالای دیوار به خانه اش رفته و همسر او را به اجبار، عقد میکند و صاحب تمامی اموالش میشود
اینها نمونههایی از ظلم محمدعلی میرزا و نزدیکانش بود
درحالی که در محرم با پای برهنه عزاداری هم میکرد!
صفحات ۱۴۳ تا ۱۴۹
بدین سان زمینه برای جنبش مردم در تبریز آماده میگردید
و نیز کسانی هم بودند که به حکومت های اروپایی آگاه بوده و دوست داشتند خودکامگی را در ایران ازبین ببرند
این افراد مبارز ، کمکم یکدیگر را پیدا کرده و دور یکدیگر جمع میشدند، مانند دکتر تقی زاده ، تربیت و
محمدعلی میرزا هم که خود را پادشاه آیندهی ایران میدانست، در تبریز و نیز در تهران با مبارزین بشدت برخورد میکرد.
صفحات ۱۴۹ تا ۱۵۲
در تهران، فرمان مشروطه داده شد و نظامنامهی انتخابات نوشته میشد،
اما در تبریز هیچ خبری نشد
لذا مبارزین تبریز، بازارها را تعطیل کرده، در سفارت انگلیس تجمع کردند.
محمدعلی میرزا برای آنکه از مردم دلجویی کرده و آنان را از ملحق شدن به مبارزین بازدارد، نان را ارزان کرد.
اما مبارزین مانع شده و گفتند ما مشروطه میخواهیم نه نان.
محمدعلی میرزا گفت باید از تهران دستور بیاید.
بنابراین همچنان ۱۰ روز بازارها تعطیل ماند.
صفحات ۱۵۲ تا ۱۵۸
🔃📑 🔟 صص (۱۵۸-۴۵ )
Post #3158
420
- 👏 10
- ❤ 6
- 👍 3
- 🙏 1