#دستنوشتههانمیسوزند
#جیایئیکرتیس
#بیژناشتری (مترجم)
کتاب دستنوشته ها نمی سوزند، مجموعهٔ نامهها و یادداشتهای فردی به نام «میخائیل بولگاکف» است.
میخائیل بولگاکف، نویسندهٔ روسی است که شهرتش از دهههای گذشته مدام رو به افزایش بوده است؛ بهطوریکه اکنون یکی از غولهای ادبیات دورهٔ شوروی بهشمار میرود.
داستانِ زندگی او، نامعمول است؛ زیرا آثار وی طی دوران حیاتش، به ندرت، در شوروی یا در غرب چاپ و منتشر شدند، نمایشنامههای او نیز فقط پس از طی دشواریهای فراوان به روی صحنه رفتند. نظارتها و فشارهای شدیدی که طی دورهٔ استالین به ادبیات شوروی تحمیل شد، بهراستی بولگاکف را از پا در آورد اما او نمیخواست تسلیم شود.
انتشار مکاتبات بولگاکف، در کتاب حاضر، تدریجی و تکهتکه انجام شده است. این مکاتبات شامل نامههای نوشتهشده به بولگاکف و نامههای نوشتهشده بهوسیلهٔ وی میشود. بخشی از این نامهها، طی سالیان گذشته، هر از گاه، بهصورت بسیار متفرق و تکهتکه اینجا و آنجا در مجلات و کتابهای شوروی و غربی درج شدهاند.
بولگاکف نوشتن این یادداشتها را از اوایل دههٔ ۱۹۲۰ و در پی آمدنش به مسکو برای ادامهٔ کار نویسندگی، آغاز کرد و برای مدتی به آن ادامه داد.
جی ای ئی کرتیس، در ابتدای کتاب حاضر، توضیحی ضروری را ارائه کرده است. او میگوید:
«ماجرای عجیبی در مورد این نوشتهها وجود دارد که ذکرش ضروری است. برای مدت بیش از شصت سال این تصورِ عام وجود داشت که گویا این یادداشتهای روزانه بولگاکف نابود شده است. حتی خود بولگاکف هم تصور میکرد این یادداشتها را سوزانده و نابود کرده است. قضیه از این قرار بود که آپارتمان مسکونی بولگاکف در سال ۱۹۲۶ توسط اوگپئو تفتیش و یادداشتهای روزانه بولگاکف به همراه دستنوشتههای رمان دلِ سگِ او توقیف و مصادره شدند. از آنجایی که بولگاکف در پرونده پاپوشدوزی شده فوق نقش حاشیهای داشت و متهم اصلی پرونده یکی از آشنایانش بود، وی کمی بعد از مصادره نوشتههایش با ارسال نامههایی به مقامات مسئول درخواست کرد که نوشتههایش به وی عودت داده شود. او عاقبت حدود سه سال بعد، یعنی در سال ۱۹۲۹، موفق شد دستنوشتههای مصادره شده خود را بازپس بگیرد. بولگاکف بلافاصله یادداشتهای روزانهاش را سوزاند و از این به بعد تصمیم گرفت دیگر هیچ یادداشت روزانهای ننویسد. به همین دلیل، برای بیش از شصت سال -از ۱۹۲۶ تا اواخر دهه ۱۹۸۰ ــ همگان بر این باور بودند که یادداشتهای روزانه بولگاکف نابود شده است، تا اینکه کا.گ.ب. تحت ترغیبِ گلاسنوست و فضای سیاسی نسبتآ بازِ اواخر دهه ۱۹۸۰ اذعان کرد که اوگپئو در همان سال ۱۹۲۶ کپیای از روی حداقل بخشهایی از یادداشتهای روزانه بولگاکف تهیه کرده بود که این کپی هماینک در آرشیوهای کا.گ.ب موجود است. متن یادداشتها، عملا به صورت کامل، در فاصله سالهای ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۰ چاپ و منتشر شد. سرنوشت رمانِ مرشد و مارگریتای بولگاکف، که خبر نوشتن آن برای مدت ده سال در دورانِ حیات نویسنده مکتوم نگه داشته شده و متن سانسور شده آن تنها بیست و شش سال پس از مرگ نویسنده به چاپ رسیده بود، در کنار قضیه ظهور دوباره یادداشتهای روزانه نویسنده پس از شصت سال، قدرت پیشگویانه فوقالعاده عجیبی به جملهای از رمان مرشد و مارگریتا داده است؛ جملهای که با لحنی اعتراضی حقانیتِ ادبیات و هنر را اعلام میکند: «دستنوشتهها نمیسوزند.» این جمله برگرفته از رمان جملهای است که در سالهای پایانی حکومت شوروی بارها و بارها نقل شد.»
خواندن این کتاب را به دوستداران کتابهای خاطرات اشخاص و نیز علاقهمندان به آثار #میخائیل_بولگاکف پیشنهاد میکنیم.
https://t.me/hezar_khom
Post #2931
227
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم Photo
- 👏 4
- ❤ 2
- 👍 2
- ❤🔥 1
- 🙏 1