TGViewer
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم 📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم @hezar_khom · 15.9K subscribers
Post #2845 393
⤴️ 3⃣

کسی که می خواهد خوشمزگی کند گاهی مختصر دروغی همـ می گوید.

#صفحه ٧١



شازده کوچولو: رو چه سیاره ای پایین اومدم؟
- مار: رو زمین... تو قارهٔ آفریقا
+ عجیبه ! ... پس رو زمین، آدما بهم نمیرسن ؟!
- اینجا کویره... تو کویر کسی زندگی نمیکنه... ولی زمین خیلی وسیعه...
+ (با نگاه به آسمان) به خودم میگم ستاره ها واسه این روشنن که هر کسی بتونه یک روز مال خودشُ پیدا کنه!... ستاره ی منو ببین... درست بالا سرمونه... اما چقدر دوره...
- اینجا اومدی چیکار ؟
+ با یه گل بگو مَگوم شده !...
آدما کجان؟... آدم تو کویر یه خُرده احساس تنهایی میکنه
- پیش آدما هم احساس تنهایی میکند. !...

#صفحه ٧٣


روباه گفت راز من اين است و بسيار ساده است:
« فقط با چشم دل می توان خوب ديد. اصل چيزها از چشم سر پنهان است.»
شازده کوچولو تكرار كرد تا در خاطرش بماند:
- اصل چيزها از چشم سر پنهان است.

روباه باز گفت:
- همان مقدار وقتی كه برای گُلت صرف كرده ای باعث ارزش و اهميت گُلت شده است.
شازده کوچولو تكرار كرد تا در خاطرش بماند:
-­ همان مقدار وقتی كه برای گُلم صرف كرده ام...

روباه گفت:
- آدمها اين حقيقت را فراموش كرده اند. اما تو نبايد فراموش كنی. تو مسئول هميشگی آن می شوی كه اهليش كرده ای. تو مسئول گلت هستی...
شازده کوچولو تكرار كرد تا در خاطرش بماند:
-­ من مسئول گلم هستم.

#صفحه ٩٢


شازده کوچولو گفت:« سلام.»
سوزنبان راه‌آهن گفت:«سلام .»

شازده کوچولو پرسید:«اینجا چه می‌کنی؟»
سوزنبان گفت:«من مسافران را دسته دسته تقسیم می‌کنم و قطارهای حامل هر دسته را گاهی به راست و گاهی به چپ می‌فرستم.»

یک قطار تندر وِ نورانی ، که مثل
رعد می‌غرّید اتاقک سوزن‌بان را به لرزه درآورد.

شازده کوچولو گفت:«چقدر عجله دارند. دنبالِ چه می‌گردند؟» سوزنبان گفت: «خود ِراننده قطار هم نمی‌داند.»

و باز قطار سریع‌السیر و روشن دیگری در جهت مخالف غرید.

شازده کوچولو پرسید: «مگر آنها به همین زودی برگشتند؟» سوزنبان گفت: «این‌ها همان‌ها نیستند. این یک قطار تعویضی است.»

شازده کوچولو پرسید: «مگر از جایی که بودند راضی نبودند؟» سوزنبان گفت: «هیچ کس از جایی که هست راضی نیست.»

#صفحه ٩٣ _ ٩٤




شازده کوچولو گفت:

ـــــ آدمهای سیّارهٔ تو پنج‌هزار گل‌سرخ را در یک باغچه می‌کارند...

و گلی را که می‌خواهند در آن میان پیدا نمی‌کنند...

در جواب گفتم:

ـــ بله، پیدا نمی‌کنند...
ــــ و با این وصف آنچه را که ایشان

می‌جویند می‌توان تنها‌ در یک گل‌سرخ یا

در اندکی آب یافت شود....

جواب دادم:

ــــ البته

و شازده کوچولو باز گفت:

ـــ ولی چشمْ نابیناست.

باید با دل جستجو کرد.

#صفحه ١٠١
#شازده_كوچولو
#آنتوان_دو_سنت_اگزوپري

https://t.me/hezar_khom
  • ❤ 6
  • 👍 3
  • ❤‍🔥 1
  • 👏 1
  • 🙏 1
More from @hezar_khom
  1. Oct 1, 2026🌹 راز گل سرخ @Mystery_RedRoss ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌…
  2. Oct 1, 2026توصیف اوج دلتنگی همینه که راحم تبریزی میگه : جمالت را نمی بینم؛خیالت می کُشد امّا https://…
  3. Oct 1, 2026🌹اول اکتبر سالروز درگذشت پیر کورنی نمایشنامه نویس منحصر به فرد فرانسوی است. او از بنیانگذ…
  4. Oct 1, 2026🎵Experience 🎶Ludovico Einaudi 🎵 نام قطعه: تجربه 🎶 نام موزیسین / آهنگساز: لودوویکو اینا…
  5. Oct 1, 2026🎵«درجست‌وجویِ «ما»یِ موسیقایی: درنگی بر تلاقیِ غریزه و خاطره» 🗓به مناسبت اول اکتبر روز ج…
  6. Oct 1, 2026🎵«درجست‌وجویِ 'ما’یِ موسیقایی: درنگی بر تلاقیِ غریزه و خاطره به مناسبت اول اکتبر» 🗓اول ا…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →