آدمی موجود شگفتانگیزی است؛ با تامل در رفتار آنها، معلوم میشود که گاهی انسان چنان سقوط میکند که تبدیل به زشتترین جنبندهی آفرینش میشود و گاهی نیز به سبب قلبهای مهربان و فرزانهای که میشناسیم؛ زیباترین رفتار را از آنها مشاهده میکنیم.
در کتاب برادرانکارامازوف که یکی از گرامیترین آثار ادبی تاریخ است؛ داستايفسکی میکوشد از طریق چهرههای اصلی رمان؛ نشان دهد که باطن آدمیان میدان نبرد دائمی شیطان و خداوند است.
در میان برادران کارامازوف؛
دیمیتری برادر بزرگتر خانواده، بهدلیل گذشته و نوع تربیتش، درگیر زندگی سطحی و مبتذل است و روزگار را با کامجویی و هوسرانی سپری میکند. بر خلاف او برادر کوچکتر یعنی آلیوشا؛ سرشتی پاک دارد و میکوشد تا لحظههای عمر را در مراقبت و مناسبات پاکیزه اخلاقی سپری کند.
هنگامی که دیمیتری از خاطرات شیطانی خود سخن میگوید؛ آلیوشای اهل ایمان به برادر بزرگتر هشدار میدهد که با حرفهایی که به زبان میآوری من نیز به خود میلرزم و احساس بدی پیدا میکنم. میگوید:
من انسانم و هیچ انسانی حتی فرهیختگان نیز از وسوسهی شیطان در امان نیستند و بیم آن میرود که ناگهان بلغزند و ایمانشان بر باد رود.
یادآوری شد که قلب آدمی عرصهی نبرد خدا و شیطان است و این نبرد همواره در درون آدمی جاری است.
دیمیتری از شنیدن این سخنان به حیرت میافتد و خطاب به برادر میگوید: تو بیشتر اوقاتت را درصومعه و در هوای ایمان نفس میکشی مگر ممکن است شیطان در تو نیز نفوذ کند؟
آلیوشای محبوب میگوید: هر یک از ما بر پلهی نردبانی ایستادهایم که شیطان آن را در دست دارد؛ تو در پله سیزدهم هستی و من در پلهی دوم.
آلیوشا با این سخن تاکید میکند هیچکس از لغزش و خطا مصون نیست وهیچ انسانی نمیتواند ادعا کند که از گناه و فریب نفس برای همیشه در امان خواهد بود.
با چنین مقدمهای داستایفسکی به یاد می آورد که شخصیتهای ارزنده، روحهای شریفی هستند که مدام خود را میآزمایند و گوش به نقد و نصیحت دیگران میگشایند تا جاده زندگی را کج نروند۰
در برابر، چقدر خطرناک هستند آنهایی که در دام انواع خطاهای اخلاقی اسیرند و در تاریکی درون گرفتارند؛ اما خویش را فرشته میپندارند و به منطق غلط خود اصرار میورزند.
آدمیانی که باور دارند فرشته نیستند و وسوسهی شیطان را جدی میگیرند؛ فروتنانه و با احتياط روی زمین قدم بر میدارند و در صورت ارتکاب گناه و تصمیمی اشتباه، ناله سر میدهند؛ عذرخواهی میکنند و برای جبران خطای خود تلاش میکنند.
اما دریغ از آنهایی که مغرورانه خود را منزه از هر نقصانی میانگارند و مسوؤلیت هیچ خطایی را برعهده نمیگیرند.
این گروه، نه تنها بهخاطر اشتباهات سهمگین، عذرخواهی نمیکنند که حتی با اصرار تمام، راهحلهای غلط گذشته را تکرار میکنند و با چشمانی بسته در راهی پرخطر به پیش میروند.
https://t.me/hezar_khom
🔃مقدمهداستایفسکیبرکتاب
Post #2400
261
- 👏 4
- 🙏 2