🔃 3⃣1⃣
نیازی می خوردش که چشمه سار قلب در فشار مانده ی خود را در قلبی مهمان نواز و نیرومند فرو بریزد. جوی او اگر آن رودخانه ی عشقی را که با خود ببردش نیابد، ضعیف تر از آن است که تا مقصد خود برود.
از سر خودخواهی ست که خود را تفویض می کند زیرا گرفته شدن اینجا گرفتن است. با آب های خود پر کردن روحی است که دره را برای تو حفر می کند.
منِ به خود مشغول دارنده اش کمتر مجال آن داشت که به منِ دیگران بیندیشد. حتی آنکه او بیشتر از خود دوستش می داشت، باز خود بود که او در وی دوست می داشت.
صفحه ٦٨١
نجات دهنده، نجات می دهد و خود به دست آن که نجاتش می دهد نجات می یابد.
صفحه ٦٨۲
ساعت هایی هست که در آن شخص از شنیدن یک کنسرت زیبا بیشتر لذت می برد تا از آنکه خود در اجرای آن شرکت داشته باشد.
صفحه ٦٨٣
پس از یافتن چشمه، دوباره گم کردنش تشنگی را سخت تر می نماید.
آتش، درون خانه را می خورد. از بیرون، شعله های آن را که بیرون می زند خاموش می کنند اما تنها هنگامی به کانون آتش می رسند که خانه ویران شده است.
بیمار که خود را جمع کرده و در حال دفاع مداوم است، دیگر ملاحظه ی دیگران ندارد، خودخواهیش ياري گر اوست، دیگر جز به خود و بیماری خود و آرزوی خود نمی اندیشد.
صفحه ٦٨٥
در برابر مرگ، من سرکشی نمی کنم، کاریش نمی توان کرد، قانون همین است. ولی حماقت آدم ها را من نمی پذیرم.
صفحه ٦٨٦
به آن هزاران بدبخت می اندیشید که دست هایشان را به سوی یکدیگر دراز می کردند از پیشخان قصابی سنگرها که زندگیشان در آن قطره قطره می چکید، به سوی خانه های دور دستتشان که در آن اضطراب محبوبانشان در بی خوابی بسترهای تنهایی غلت می زد.
صفحات ٦٨٦ و ٦٨٧
حماقت، پیمانه ی عادی سنجش بشریت بود.
صفحه ٦٨٩
آنت: زیاد نگاهن نکنید. من دیگر پیرم.
مارسل فرانک: به گفته ی شاعر "نیمروز، ای شاه تابستان ها..."
آنت: می توانید بگویید پاییز.
مارسل فرانک: غنی ترین رنگ آمیزی ها از آن درختان پاییز است.
صفحه ٦٩٠
#جان_شيفته_جلد_دوم
#رومن_رولان
https://t.me/hezar_khom
🔃
Post #2120
140
- ❤ 2
- 👍 2
- 👏 2
- 🙏 1