🔃 1⃣6⃣
مسئله ی مذهب از آن هایی بود که آنت را نگران داشته بود، بی آنکه توانسته باشد به یک راه حل عملی برای بچه دست یابد.
بیشتر دوستان زمان جوانیش، دختران بورژوازی ثروتمند و جمهوری خواه با مذهب مادران خود پرورش یافته بودند اما از جانب پدر مذهبی نداشتند. و آنان حتی برخورد این دو استنباط را حس نمی کردند.
آنت به کلیسا همانگونه رفته بود که به دبیرستان، در نخستین مراسم عشاء ربانی همانگونه شرکت جسته بود که در امتحانات متوسطه: با دقت و هشیاری اما بی هیجان.
مراسمی که او در کلیسای محله ثروتمند خود در آن حضور می یافت در دیده اش چیزی در حد دید و بازدیدهایی اعیانی می نمود و اینکه که خود را از آن محافل بیرون کشیده بود، خود را از این مراسم هم رها ساخته بود.
اجتماع معاصر که کلیسا یکی از ستون های بزرگ آن است، چنان به خوبی توانسته است نیروهای بزرگ انسانی را از طبیعت خود بگرداند و سرد و بی مزه شان سازد که آنت، که غنای ایمانش بر ایمان صد زن مومن می چربید گمان می کرد که مذهبی نیست زیرا او مذهب را با لقلقه ی دعاخوانی و آن مراسم بیگانه و کهنه شده ای تشبیه می کرد که برای توانگران تجمل روحی است و برای بی نوایان فریب تسلی دهنده ی چشم و دل است، و پایه ای که بدبختیشان را و بنیاد اجتماع را استوار می دارد.
آنت از هنگامی که ترک اعمال مذهبی گفته بود هرگز نیازی بدان احساس نکرده بود. پی نمی برد که همان جهش های پرتوان وجدان و آن حدیث نفس سودایی اش، خود اقامه ی نماز است.
صفحه ٣٤٩
سیلوی که خود بیش از یک گنجشک پاریسی اعتقاد به مذهب نداشت، نمی توانست خود را بی میانجیگری کلیسا شوهردار بداند و در نظرش ناروا می نمود که آنت، پسر خود را غسل تعمید ندهد.
اینکه ژولین ایمان داشته بشد و بدان عمل کند، ایمان را به آنت باز نمی داد ولی آن را در دیده اش شایان احترام می نمود و همین توجه او را به مسئله ای که از آن غفلت کرده بود معطوف ساخت.
به کلیسایش بفرستد؟ مذهبی را که خود بدان ایمان نداشت به وی بیاموزد؟
آنت از ژولین پرسید، و او به قوت لزوم آموختن حقایقی یزدانی را به بچه تایید کرد.
من از کجا بدانم که این ایمان آموخته، بعدها مزاحم رشد حقیقی اش نخواهد شد؟
آنت نمی توانست بدانگونه که برخی دوستان پروتستان به وی سفارش می کردند، آموزش هایی درباره ی همه ی مذاهب به پسرش بدهد و بگذاردش که پس از رسیدن به شانزده سالگی خود انتخاب کند.
آنت قاه قاه می خندید که: چه دریافت شگرفی از مذهب که گویی موضوعی است برای گذراندن امتحان.
آنت با مارک به کلیساها داخل می شد، در گوشه ای می نشست و جنگل سر بر کشیده ی پیل پاهای بلند سنگی را، روشنایی بیخته ای را که از شیشه های رنگی پنجره ها به درون می تراوید، سرودهای دوردست نیایش را و سفره های سفید ارغنون را همراه او تحسین می کرد. و گویی آب تنی ای در رویا و مراقبه بود.
صفحه ٣٥٠
#جان_شيفته
#رومن_رولان
📍معني لغت بیخته: چیزی که از غربال رد شده
📍معنی لغت ارغنون:
سازی است مشهور که افلاطون وضع آن کرده است، بعضی گویند چون هزار آدمی از پیر و جوان همه بيكبار به آوازهای مخالف یکدیگر چیزی بخوانند آن حالت را ارغنون خوانند و جمعی دیگر گویند که ارغنون ، ساز و آواز هفتاد دختر خواننده و سازنده است که همه یک چیز را بیکبار و به یک آهنگ با هم بخوانند و بنوازند.
و گویند که ارغنون هشت هزار لوله و آلات دارد!
سازی است مخصوص مسیحیان که در کلیساها نوازند. نی های درشت و خرد کاواک را به اصول زیر و بم وضع کرده و در دنبال چیزی شبیه دَم ساخته اند بتدریج که میکشند بسبب هوائی که حاصل شود از آن چوبها آوایی مانند موسیقار شنیده شود و در روزهای معین در کلیساها نوازند.
https://t.me/hezar_khom
🔃
Post #2088
153
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم 🔃 1⃣5⃣ است که از پایین نگریسته شود. از بالا جز رفتار سست رود را نمی دیدی، به نظر آرام می نماید و شدت جریان درک نمی شود. از پایین دوندگی، دوندگی از پی نان... آنت هزار بار به وضعی که خود امروز در آن بود، به جریان کار و تنگدستی اندیشیده بود، ولی آنچه در آن…
- ❤ 5
- 🙏 1