TGViewer
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم 📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم @hezar_khom · 15.9K subscribers
Post #1999 170
🔃 8️⃣

در پایان دالان آجرپوش بود وسیلوی با دمپایی های کوچکش که یکیشان هم در راه مانده بود خود را به آنت رساند و از پشت سر بازوان خود را دور گردنش برد. آنت از هیجان فریادی کشید و برگشت و با جهش شور سودایی سیلوی را در آغوش گرفت. با کلمات عاشقانه، زمزمه های مهرآمیز ، سپاسگزاری ها و وعده ی آن که به زودی یکدیگر را ببینند. از هم کنده شدند.
آنت خندان از خوشحالی بی آنکه بداند چگونه پایین آمده است خود را در انتهای پلکان دید. سوت پسرانه ای از بالا به گوشش رسید و به دنبال  آن سیلوی زمزمه کرد: آنت! بگیرش... و بارانی از قطره های آب به صورتش پاشیده شد همراه با شاخه ی یاس که سیلوی برایش انداخته بود و او در همان حال با هر دو دست برای آنت بوسه می فرستاد...
سیلوی ناپدید شد و آنت در حالی که شاخه ی خیس را در آغوش می فشرد بر شکوفه های یاس بوسه می زد.

صفحه ٥٣

آنت دلباخته ی خواهر تازه کشف کرده ی خود گشته بود. و او را چندان نمی شناخت اما همین که یکی را دوست داشتیم، همین به یقین نشناختن جاذبه ی دیگری است.
راز ناشناخته بودن، بر دلربایی آنچه به گمان خود نمی شناسیم افزوده می شود.

آنت از سیلوی که تازه یک بار دیده بود جز آنچه پسندش افتاده بود نمی خواست چیزی را در نظر گیرد. البته در نهان اعتراف مي کرد که این چندان درست نیست.

صفحه ٥٤

سیلوی می بایست بیاید، قول داده بود. آنت برای پذیرایی او همه چیز را آماده می کرد. آنت با احساسی بس تازه و شاداب از اینکه سیلوی را در زیبایی و آسایش خانه ی خود شریک سازد لذت می برد. ولی ناگهان با خود گفت که چشمان سیلوی میان منزل خود و خانه ی بولونی در پی مقایسه برخواهد آمد.
این نابرابری چنان که گویی به زیان خود او بوده است بر او گران آمد. می بایست نازک طبعی سیلوی را در نظر گرفت، اما چه می بایست کرد؟
آنت ده بار نمای اتاق را عوض کرد، چیزهای هر چه گران بهاتر را با لذتی کودکانه در اتاق چید و سپس همه را از آنجا برد و تنها ساده ترین چیزها را به جا گذاشت.

صفحه ٥٥

آنت و سیلوی این بار نیت خصمانه ای نداشتند. برعکس، خواهان آن بودند که با هم یکرو باشند... اما البته نه به تمامی! چه، می دانستند که در هر کسی چیزهایی است که نباید آشکار کرد. خاصه وقتی که پای عشق در میان است.

صفحه ٥٧

به خواهش سیلوی، سراسر مسکن خود را به او نشان داد. اگر این کار به خود او بود نمی کرد، از آن می ترسید که مبادا با به رخ کشیدن رفاهی که خود از آن برخوردار است آزرده اش کند اما سیلوی کم ترین ناراحتی نشان نداد. با خاطری بس آسوده می رفت و می آمد و نگاه می کرد و دست می زد، تو گویی که در خانه ی خود است و این آنت بود که از این چنین بی غمی کامل به حیرت افتاد.

سیلوی هنگامی که از کنار تخت خواب خواهرش می گذشت ضربه ی کوچک دوستانه ای به پشتی زد. با کنجکاوی میز توالت را بررسی کرد، شیشه ها و قوطی ها را به یک نگاه به دقت سان دید، از کتابخانه بی اعتنا گذشت، در برابر یک جفت پرده دهانش به تحسین باز ماند، از یک نیمکت خرده گرفت، از در نیمه باز گنجه سرک کشید، به یک رخت ابریشمی دست مالید و پس از آنکه همه جا را گشت، باز به اتاق خواب آنت آمد.

صفحه ٥٨

اندوهی بزرگ و بی چهره در دل آنت بود که از احساساتی درهم آمیخته مایه می گرفت. از آن جمله، برخی احساس های زننده که آنت ترجیح می داد نداند که چیست اما دم به دم گلویش را می فشرد...
او که خود را آزاد از تعصب و پیش داوری می شمرد، اندیشه ی آن که این خواهر کوچک خوشگل...
آخ، که سخت دردآور بود! آنت گریه اش می گرفت... برای چه؟ چه بی معنی! مگر باز حسودیش می شد؟

صفحات ٥٩ و ٦٠
#جان_شيفته
#رومن_رولان



https://t.me/hezar_khom

🔃
  • 🙏 4
  • 👍 2
  • 👏 1
More from @hezar_khom
  1. Oct 1, 2026🌹 راز گل سرخ @Mystery_RedRoss ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌…
  2. Oct 1, 2026توصیف اوج دلتنگی همینه که راحم تبریزی میگه : جمالت را نمی بینم؛خیالت می کُشد امّا https://…
  3. Oct 1, 2026🌹اول اکتبر سالروز درگذشت پیر کورنی نمایشنامه نویس منحصر به فرد فرانسوی است. او از بنیانگذ…
  4. Oct 1, 2026🎵Experience 🎶Ludovico Einaudi 🎵 نام قطعه: تجربه 🎶 نام موزیسین / آهنگساز: لودوویکو اینا…
  5. Oct 1, 2026🎵«درجست‌وجویِ «ما»یِ موسیقایی: درنگی بر تلاقیِ غریزه و خاطره» 🗓به مناسبت اول اکتبر روز ج…
  6. Oct 1, 2026🎵«درجست‌وجویِ 'ما’یِ موسیقایی: درنگی بر تلاقیِ غریزه و خاطره به مناسبت اول اکتبر» 🗓اول ا…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →