TGViewer
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم 📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم @hezar_khom · 15.9K subscribers
Post #1998 173
🔃 7⃣

چشم‌ها درشت و اندکی برجسته به رنگ آبی روشن که گاه بر اثر امواجی عاطفی به نحوی شگرف خشن می‌شد، دهن بزرگ با کرک بوری که در دو گوشه ی لب‌های کلفت که معمولاً بسته بود و پیش‌آمده، گویای حالتی دفاعی، ولی هنگامی که باز می‌شد، می‌توانست لبخندی دلربا و شرمگین و پر فروغ که سراسر قیافه را دگرگون می‌کرد آذین پذیرد.
چانه و گونه‌ها پر اما نه فربه با استخوان‌بندی محکم، گردن و پس گردن و دست‌ها به رنگ عسل تیره، پوستی زیبا و کشیده و سیراب از خونی پاکیزه. کمر اندکی ستبر، بالاتنه کمی چهارگوش، پستان‌ها پهن و برجسته.

آنت در برازندگی لباس دستی داشت. ظاهرش آراسته بود و به نظر سیلوی تقریبا هم پر آراسته، نشانه‌ی مراقبتی بیش از اندازه، موها خوب شانه‌کرده چنانکه یک جعد هم به خود رها نشده بود، یک سنجاق نبود که ایرادی بر آن باشد، همه چیزش مرتب. و سیلوی از خود می‌پرسید: باطنش هم آیا بر همین گونه است؟

صفحه ٤٩

آنت، سیلوی را می‌دید که تقریباً به بالای خود اوست اما کمری باریک داشت، با سری که برای پیکرش کوچک می‌نمود، نیم‌برهنه در جامه‌ی اندرون، پستان‌ها کوچك هر چند تا حدی فربه، بازوان پرگوشت، آنجا نشسته بود و دست‌ها را روی زانوان گرد خود چلیپاوار نهاده روی کفل‌های کوچک خود نوسان می‌خورد.
پیشانی و چانه‌اش نیز گرد بودند، بینی‌اش کوچک و نوک‌برگشته، موهای قهوه‌ای بسیار نازک تا پایین شقیقه‌ها روییده، جعدی چند روی گونه‌هایش ریخته با دسته‌های موی کوتاه روی پس گردن، و همچنین گردن که سفید بود، بسیار سفید و نازک تراش.
دو نیم‌رخ چهره‌اش با هم قرینه نبودند، نیم‌رخ راست سست و نزار و احساساتی گویی گربه‌ای به خواب رفته، نیم‌رخ چپ زیرکسار و کمینکار گویی گربه‌ای آماده‌ی گازگرفتن. لب بالایی به هنگام سخن گفتن بر می‌گشت و دندان‌های نیش خوشخند را نمایان می‌کرد. و آنت در دل می‌گفت: وای بر آنکه دندانش را در او فرو کند!

صفحات ٤٩ و ٥٠

📍معنی لغت چلیپاوار: صلیبی و خاج‌شکل، صلیب مانند.

📍معنی لغت زیرکسار: باهوش

آنت که در پنهان‌کردن اندیشه‌ی خود کم‌تر مهارتی داشت، در گفته‌ی دیگران شک نمی‌کرد.

صفحه ٥١

حدت درندگی حسد در آنت و سیلوی موجب می‌شد که هر کدام به همان نخستین نگاه در ژرفای دیگری نفوذ کند و نقص‌ها و عیب‌های نهفته‌ای را که آن دیگری شاید بر آن آگاهی هم نداشت بی‌پرده دریابد.
سیلوی دیو غرور را با سخت‌گیری در اصول و تندخویی مستبدانه، هر چند که هنوز مجال عمل نیافته بود در آنت می‌دید. آنت هم خشکی طبع و دروغگویی خندان سیلوی را در می‌یافت.

صفحه ٥٢
#جان_شیفته
#رومن_رولان

https://t.me/hezar_khom

🔃
  • 👏 5
  • 👍 2
More from @hezar_khom
  1. Oct 1, 2026🌹 راز گل سرخ @Mystery_RedRoss ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌…
  2. Oct 1, 2026توصیف اوج دلتنگی همینه که راحم تبریزی میگه : جمالت را نمی بینم؛خیالت می کُشد امّا https://…
  3. Oct 1, 2026🌹اول اکتبر سالروز درگذشت پیر کورنی نمایشنامه نویس منحصر به فرد فرانسوی است. او از بنیانگذ…
  4. Oct 1, 2026🎵Experience 🎶Ludovico Einaudi 🎵 نام قطعه: تجربه 🎶 نام موزیسین / آهنگساز: لودوویکو اینا…
  5. Oct 1, 2026🎵«درجست‌وجویِ «ما»یِ موسیقایی: درنگی بر تلاقیِ غریزه و خاطره» 🗓به مناسبت اول اکتبر روز ج…
  6. Oct 1, 2026🎵«درجست‌وجویِ 'ما’یِ موسیقایی: درنگی بر تلاقیِ غریزه و خاطره به مناسبت اول اکتبر» 🗓اول ا…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →