🔃 5⃣
آنت، بیستوسه تا بیستوچهار سال داشت ولی قلبش جوانتر از این به نظر میرسید، شتابی از خود نشان نمیداد.
شاید آنت مانند همهی کسانی که آیندهی درازی در برابر خود دارند و نیز از آن رو که حس میکرد زندگی ژرفی در او میطپد، میگذاشت که این سرمایه در او انبار شود و شتابی نداشت که به حساب آن برسد.
آنت از پدر و مادر خود هر دو چیزهایی داشت؛ طرح رخسار و لبخند دل انگیزش به پدر میرفت و اما آرامش ظاهر، اندازهشناسی در رفتار و نیز با آنکه فکری بسیار آزاد داشت، وقار اخلاقیاش به مادر میرفت.
آنت با دلفریبی این یک، و خویشتنداری آن دیگری از دو سو جذاب بود. کس نمیتوانست حدس بزند که از آن دو سرشت کدام یک در او غلبه دارد. سرشت واقعی خود او هنوز ناشناخته مانده بود.
صفحه ٣٧
آن آنت که دیگران میشناختند، و آن آنت که خود میشناخت دختری بود بسیار آرام، سنجیده، منظم، مسلط بر خویش که برای خود ارادهای و قضاوت آزادی داشت اما تاکنون هیچ فرصتی برایش پیش نیامده بود که آنها را بر ضد قواعد مرسوم جامعه و خانواده به کار برد.
صفحات ٣٧ و ٣٨
زناشویی برای آنت کششی نداشت. اندیشهی آن را به خود راه نمیداد. پدرش بر این پیشداوریهای او میخندید ولی به مبارزه با آن بر نمیخاست، به سودش بود.
صفحه ٣٨
#جان_شیفته
#رومن_رولان
https://t.me/hezar_khom
🔃
Post #1996
186
- 👍 5
- 🙏 1