بار هستی میگوید تشخیص راه درست از غلط برای انسان غیر ممکن است و از اینرو راه غلطی وجود ندارد و انسان مبرا از اشتباه است.
این کتاب میگوید انسان در زندگی با همه چیز برای اولین بار برخورد میکند.
عشق به معنی تسلیم شدن در برابر معشوق است به همین دلیل کسی که خود را در اختیار دیگری قرار میدهد و یا به گونهای که خود را تسلیم وی میکند باید منتظر ضربههای ناگهانی و پی در پی از طرف معشوق نیز باشد.به همین دلیل عشق تنها راه درست جهت ادامه زندگی اجتماعی دلخواه نیست بلکه میتوان نقطه مقابل آن نیز دانست.
بار هستی میگوید ضربههای عشق هر چه سنگینتر باشد زندگیمان حقیقیتر و نزدیکتر به دیگران است و در عوض نتیجه فقدان آن ضربهها را زندگی بی معنا و پوچی میداند که همچون بالنی سبک به پرواز درآمده و دورتر از انسانها و زمین میشود.
کسی را از روی همدردی دوست داشتن، دوست داشتن حقیقی نیست.
می توان به پدر و مادر، به همسر، به عشق و به وطن خیانت کرد. اما زمانی که دیگر نه پدر و مادر، نه شوهر، نه عشقی و نه وطنی باقی بماند، به چه چیز میتوان خیانت کرد؟
عشق به یک امپراتوری شبیه است، اگر اندیشهای که بر اساس آن به وجود آمده از میان برود، خود عشق نیز از میان خواهد رفت.
https://t.me/hezar_khom
Post #1790
108
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم چگونه بار هستی را به دوش میکشیم؟ آیا سنگینی بار، هولانگیز و سبکی آن دلپذیر است؟ بار هرچه سنگینتر باشد، زندگی ما به زمین نزدیکتر، واقعیتر و حقیقیتر است… در عوض، فقدان آن سبب سبکتر شدن انسان حتی از هوا میشود، تا جایی که به پرواز درآید، از زمین و انسان…
- 👍 8
- 👏 1