آنچه نویسنده در این کتاب مطرح میکند و به چالش میکشد، همگی متوجه ماهیت وجودی انسان و زندگیاش در دنیا است؛ عشق، تنهایی، مرگ، زندگی، ترس، همدردی و اضطراب ازجمله موضوعاتی است که نویسنده به آنها پرداخته است.
زندگی فقط یک بار است و ما هرگز نخواهیم توانست تصمیم درست را از تصمیم نادرست تمیز دهیم؛ زیرا ما در هر موضوعی فقط میتوانیم یک بار تصمیم بگیریم. زندگی دوباره، سهباره چهارباره به ما عطا نمیشود که این را برای ما امکانپذیر سازد تا تصمیمهای مختلف خود را مقایسه کنیم» (صفحه ۳۸).
«در مقابل دنیای پر از وقاحتی که او را در بر میگرفت، ترزا فقط یک سلاح داشت و آن هم کتابهایی بود که از کتابخانه شهرداری امانت میگرفت. کتاب به او فرصت گریختن از نوعی زندگی را میداد که هیچگونه رضایت خاطری از آن نداشت. کتاب بهعنوان یک شیء هم برای او معنای خاصی داشت: دوست داشت کتاب زیربغل در خیابانها گردش کند. کتاب برای او بهمنزله عصای ظریفی بود که آدم متشخص قرون گذشته به دست میگرفت. کتاب او را از دیگران بهکلی متمایز میساخت» (صفحه ۷۹).
بار هستی میگوید تشخیص راه درست از غلط برای انسان غیر ممکن است و از اینرو راه غلطی وجود ندارد و انسان مبرا از اشتباه است.
این کتاب میگوید انسان در زندگی با همه چیز برای اولین بار برخورد میکند.
عشق به معنی تسلیم شدن در برابر معشوق است به همین دلیل کسی که خود را در اختیار دیگری قرار میدهد و یا به گونهای که خود را تسلیم وی میکند باید منتظر ضربههای ناگهانی و پی در پی از طرف معشوق نیز باشد.به همین دلیل عشق تنها راه درست جهت ادامه زندگی اجتماعی دلخواه نیست بلکه میتوان نقطه مقابل آن نیز دانست.
بار هستی میگوید ضربههای عشق هر چه سنگینتر باشد زندگیمان حقیقیتر و نزدیکتر به دیگران است و در عوض نتیجه فقدان آن ضربهها را زندگی بی معنا و پوچی میداند که همچون بالنی سبک به پرواز درآمده و دورتر از انسانها و زمین میشود.
کسی را از روی همدردی دوست داشتن، دوست داشتن حقیقی نیست.
می توان به پدر و مادر، به همسر، به عشق و به وطن خیانت کرد. اما زمانی که دیگر نه پدر و مادر، نه شوهر، نه عشقی و نه وطنی باقی بماند، به چه چیز میتوان خیانت کرد؟
عشق به یک امپراتوری شبیه است، اگر اندیشهای که بر اساس آن به وجود آمده از میان برود، خود عشق نیز از میان خواهد رفت.
عشق یعنی تسلیم شدن در برابر معشوق به همین خاطر کسی که خودش و در اختیار یه نفر دیگه قرار میده و یا اینکه خودش و تسلیم میکنه باید منتظر ضربههای ناگهانی و پی در پی از طرف معشوق هم باشه
بار هستی میگه ضربههای عشق هر چی سنگینتر باشه زندگی مون حقیقیتر و نزدیکتر به بقیه است
کسی رو از روی همدردی دوست داشتن، دوست داشتن واقعی نیست
حتی اگه یک خط از این کتاب و جا بزاری متوجه داستان مخصوصا بحث روانشناسی کتاب نمیشی
عاشق در هر مقامی که باشد در برابر معشوق هیج است
#زهرا
https://t.me/hezar_khom
Post #1768
100
- 👏 8