ناگزیری کلماتات را تغییر بدهی تا نجات یابی.
میلان کوندرا در رمان "بار هستی" میکوشد خود را از دوقطبیهای "خیر_شر" خلاص کند؛ هیچ نیک و بدِ صُلبی وجود ندارد، هر چه هست "سبکی _ سنگینی" است.
دوقطبی "سبکی_سنگینی" از بارهای ارزشی و ایدئولوژیک رهاست، و هیچ وزنهای به هیچ یک از دو قطب نمیبندد.
برعکس، تو باید مدام میان این دو قطب، میان این سنگینی و سبکی، در حرکت باشی، تا روزی جسارت آن را بیابی که بگویی: "من زندگی کردهام".
✍ در اناجیل، مسیح مدام از کلمه "خدمت به انسانها" سخن میگوید.
در جهانِ امروز کلمه "خدمت" فراموش شده، جای آن را کلماتی همچون "موفقیت"، "پیشرفت"، "رقابت"، "لذت".... اشغال کردهاند.
شاید وقت آن باشد که دوباره کلمه "خدمت" را از مسیح بیاموزیم تا از شر نکبتِ سرمایهداری نجات یابیم، تا بلکه شاید دقایقی بشود توحشِ سرمایهداری را رام کرد.
https://t.me/hezar_khom
Post #1764
93
- 👏 6
- 👍 2