در رمان "بار هستی" ترزا زنیست زخمخورده، تنها؛ زنی که هیچ لنگرگاهی در هستی ندارد.
او عاقبت در روزهای پایان عمر خود این "لنگرگاه" را مییابد و به سکون میرسد.
چگونه؟
وقتی با "کارنین" مواجه میشود.
کارنین کیست؟ یک سگِ کوچولو.
کارنین "چشمانی بدون قضاوت" دارد: چشمانی سخاوتمند. چیزی که آدمها از ترزا دریغ کرده بودند.
اگر میخواهی به لنگرگاهی در زندگی دست پیدا کنی، به یاد آر:
"فقط آن کسی شایستگی دارد با تو در ارتباط باشد که هرگز تو را قضاوت نکند".
https://t.me/hezar_khom
Post #1759
118
- 👏 6