🔃1⃣
#بارهستی
#میلان_کوندرا
#پرویزهمایون_پور
تلخیص: #زهرا
ایدهٔ بازگشت جاویدان، ایدهٔ مبهمی است؛ و نیچه اغلب دیگر فیلسوفان را بااین ایده مبهوت کرده است: فکر کنید هرچیزی که ما یکبار تجربه کردهایم روزی بازگردد؛ و این بازگشت تا ابد تکرار شود! این افسانهٔ دیوانهوار چه معنایی دارد؟
ص ۳
بیایید این افسانهٔ بازگشت جاویدان را وارونه در نظر بگیریم؛ یعنی زندگیای که یک بار و برای همیشه نابود میشود، که دیگر بازنمیگردد، مثل سایه، بیوزن، از پیش مرده؛ و چه این زندگی ترسناک باشد یا زیبا و یا عالی، ترس، خوبی و زیباییاش هیچ معنایی ندارد. چه سندی بهتر از جنگ دو پادشاهی آفریقایی در سدهٔ چهاردهم، جنگی که هیچ تغییری در سرنوشت دنیا ایجاد نکرد با این که صدها هزار سیاه پوست زجرکش شدند.
آیا اگر جنگ دو پادشاهی آفریقایی در سدهٔ چهاردهم بارها و بارها در قالب یک بازگشت جاویدان تکرار میشد، تغییری در این جنگ ایجاد میشد؟ بله میشد: این جنگ تبدیل به تودهای سخت شده، مدام متورم میشد و دیگر راه علاجی برای بیهودگیاش نبود.
ص ۳
در افول از هم پاشیدگی، هرچیزی با رایحهٔ نوستالژی روشن میشود، حتی گیوتین.
ص ۴
این مصالحه با هیتلر انحراف اخلاق عمیق جهانی را نشان میدهد که اساساً مبتنی بر عدم بازگشت است؛ زیرا دراین جهان هرچیزی از پیش آمرزیده است و بنابراین هرچیزی بدگمانانه مجاز است.
ص ۵
اگر هر لحظه از زندگی ما بینهایت بار تکرار شود، پس همانطور که عیسی مسیح به صلیب میخ شده بود، ما نیز به ابدیت میخ شدهایم. این دورنمایی وحشتناک است. در جهان بازگشت جاویدان، وزن مسئولیت تحملناپذیر بر همه حرکاتمان سنگینی میکند. به همین دلیل است که نیچه ایده بازگشت جاویدان را سنگینترین بارها مینامد. اگر بازگشت جاویدان سنگینترین بارها باشد زندگی ما میتواند با سبکی باشکوهش در برابر آن بایستد.
ولی آیا واقعاً سنگینی رقتبار و سبکی باشکوه
است؟
ص ۶
ما هیچوقت نمیدانیم چه میخواهیم؛ چون تنها یک زندگی داریم و نه میتوانیم آن را با زندگیهای قبلیمان مقایسه کنیم و نه میتوانیم در زندگیهای پیش رویمان آن را تکمیل کنیم.
ص ۱۱
هیچ محکی برای امتحان اینکه کدام تصمیم بهتر است، وجود ندارد؛ زیرا هیچ مبنایی برای مقایسه وجود ندارد. ما زندگی را، همانطور که رخ میدهد و بدون هشدار زندگی میکنیم؛ مثل هنرپیشهای که برای اولین بار نقشش را تمرین میکند و اگر اولین تمرین برای زندگی خود زندگی باشد آنگاه زندگی چه ارزشی میتواند داشته باشد؟ به همین دلیل است که زندگی همیشه شبیه به یک طرح است. نه، طرح کلمهٔ مناسبی نیست؛ چون طرح نمای کلی یک چیز است. زمینهٔ یک تصویر؛ در حالی که این طرحی که زندگی ماست طرحی برای هیچ است، یک نمای کلی بیهیچ تصویری.
ص ۱۱
یک ضربالمثل آلمانی میگوید آنچه یکبار رخ میدهد، احتمالا اصلا رخ نداده است. اگر ما تنها یک زندگی برای زیستن داشته باشیم، احتمالا اصلا زندگی نکردهایم.
ص ۱۲
چگونه میتوان در جهانی زیست که با آن موافق نیستیم؟ چگونه میتوان با انسانهایی زیست که نه رنجهایشان و نه شادیهایشان را از آن خود میدانیم؟
پیشگفتار مترجم
ص ۲۳
گوته در شگفت است که چگونه حتی پس از مرگ، انسان نمیپذیرد که دیگر وجود ندارد و به همینگوی میگوید:«مبرا بودن، ابتداییترین تجربهٔ بشری است، و با وجود این بشر هرگز نتوانسته است آن را بپذیرد، آن را بفهمد و به وفق آن رفتار کند. بشر نمیداند که میرنده است، و هنگامی که مرده است حتی نمیداند که مرده است.»
پیشگفتار مترجم
ص ۲۶
وقتی با گذشت زمان معلوم شد چه جناياتی توسط حكومت انجام گرفته كساني كه مورد اتهام قرار ميیگرفتند پاسخ می دادند: ما نمی دانستيم. ما گول خورديم. ما اعتقاد داشتيم. ما باطناً بی گناهيم. بعد اين سوال مطرح ميشد كه آيا حقيقت داشت كه نمی دانستند يا تظاهر به بي خبری می كردند.
توما با خود ميگفت اين كه میدانستند يا نمی دانستند مسئله اساسي نيست. بلكه بايد پرسيد اگر بی خبر باشيم بی گناه هستيم؟ آيا آدم ابلهی كه بر اريكهٔ قدرت تكيه زده است تنها به عذر جهالت از هر مسئوليتی مبراست؟
#بارهستی
#میلان_کوندرا
#پرویزهمایون_پور
#ادامه_دارد
🔃
https://t.me/hezar_khom
Post #1738
208
- 👏 7
- ❤ 2