2⃣⤴️
📝شفیعی کدکنی؛ معمار نواندیشی در متون نظم و نثر فارسی
🌹به مناسبت ۱۹ مهرماه و ۸۷ سالگی استاد
«حالات و مقامات م.
امید» پرترهای صمیمی از مهدی اخوان ثالث است؛ هرچند منتقدان معتقدند انتظاری که عنوان کتاب و نام نویسنده برمیانگیزاند، جز در یکی دو پاراگراف و اطلاعاتی درخور زندگینامهی رسمی، برآورده نمیشود.
در حوزهی تصحیح متون نیز آثار او از دقت و روشمندی برخوردارند.
تصحیح انتقادی «تذکرةالاولیاء» عطار (۱۳۹۸) از بسیاری جهات بر تصحیحات پیشین برتری دارد، زیرا مصحّح از طریق مقابله با نسخ خطی متعدد و فراهم کردن چاپی انتقادی، تا حدّ زیادی متن نزدیک به زبان عطار ارائه داده است.
#شفیعیکدکنی در تصحیح «الهینامه» عطار، سه معیار روشن برای تصحیح علمی متون فارسی ارائه میدهد: اهلیت مصحح، دسترسی به نسخههای معتبر و بهرهگیری از علم سبکشناسی. مجموعه تصحیحات و شروح او بر آثار عطار، از جمله «منطقالطیر»، «اسرارنامه» و «مصیبتنامه»، بخش مهمی از کارنامهی او در حوزهی متون عرفانی است؛ بهویژه تعلیقات «منطقالطیر» که در سیصد و سی و پنج صفحه نوشته شده و نهتنها دشواریهای زیادی از این اثر را برطرف میکند، بلکه برای فهم دیگر متون عرفانی نیز راهگشاست.
در حوزه عرفان و تصوف، شفیعی کدکنی سهگانهای ارزشمند پدید آورده است: «نوشته بر دریا: از میراث عرفانی ابوالحسن خرقانی»، «دفتر روشنایی: از میراث عرفانی بایزید بسطامی» و «چشیدن طعم وقت: از میراث عرفانی ابوسعید ابوالخیر».
در «دفتر روشنایی» مینویسد: «در سراسر تاریخ عرفان ایرانی اگر دو سه چهرهی نادر و استثنایی ظهور کرده باشند، یکی از آنها بایزید بسطامی است و این کتاب، حرفها و حکایات اوست.»
«قلندریه در تاریخ: دگردیسیهای یک ایدئولوژی» نیز کتابی درباره تاریخ تحول و فراز و نشیب گروه قلندریه و بازتاب حضور آنها در ادب فارسی است.
با این همه، پروژهی فکری شفیعی کدکنی از نقدهایی جدی نیز بینصیب نمانده است. یکی از جدیترین نقدها مربوط به نظریهی او در تعریف عرفان است؛ از دیدگاه او عرفان چیزی نیست جز درک هنری از دین از منظر زیباشناختی که از طریق خیال، نماد و تمثیل ارائه میشود. منتقدان معتقدند این نظریه، مبتنی بر رویکردی صرفاً فرمالیستی است که بر سبک و زبان متمرکز است و فاقد تحلیل مناسب از رابطهی میان شناخت و زبان، پیوند معرفت عرفانی با واقعیت، و رابطهی معرفت عرفانی با زبان است. این نظریه مبتلا به تقلیلگرایی است و در نهایت عرفان، پدیدهای چندوجهی با ابعاد گوناگون، را از مهمترین جنبهاش، یعنی بُعد شناختی و معرفتی آن، تهی میکند.
نقد دیگر، فقدان رویکرد تاریخی منسجم در برخی آثار اوست؛ منتقدان به تناقض میان تأکید نظری او بر «نقش تاریخی» و عمل او در تحلیلهایش اشاره کردهاند.
بر «موسیقی شعر» نیز نقدهای فنی وارد شده است، از جمله عدم تشخیص حروف قافیه، عدم تشخیص بحر طویل و ارائهی شاهد مثالهای نادرست، ارائه تعاریف متناقض در باب شعر سپید، و عدم توجه به محور طولی کلام؛ چنانکه شفیعی کدکنی شعر سفید را با هیچ اصلی و استدلالی شعر نمیداند.
بر «رستاخیز کلمات» نیز نقدهایی وارد شده است: بیان ناقص از زمینه و بستر ظهور فرمالیسم روسی، عدم انسجام نظریههای ارائهشده و وجود گزارههای غیرقابل رد و غیرعلمی.
اکنون در آستانهی ۸۷ سالگی استاد و بر اساس آثار او میتوان گفت شفیعی کدکنی مصحح، شارح و نظریهپردازی است که توانسته میراث ادبی ایران را با زبانی علمی و چارچوبهای نظری مدرن بازخوانی کند. پیوند او با سنت حوزه و تسلطش بر نظریههای نوین نقد، از او چهرهای ساخته که هم در میان اهل سنت ادبی مقبولیت دارد و هم در میان نسل جدید پژوهشگران. آثار او، مثلاً «ادوار شعر فارسی»، «با چراغ و آینه» در حوزهی تاریخ ادبیات معاصر، یا «تازیانههای سلوک» و «زبان شعر در نثر صوفیه» در حوزهی ادبیات عرفانی، یا «نوشته بر دریا»، «دفتر روشنایی»، «چشیدن طعم وقت» و «قلندریه در تاریخ» در حوزهی عرفان و تصوف، یا «شاعری در هجوم منتقدان» و «مفلس کیمیا فروش» در حوزهی نقد ادبی، یا «رستاخیز کلمات» و «موسیقی شعر» در حوزهی نظریهی ادبی، هر یک به نوبهی خود مرجعی کلاسیک در حوزهی خود محسوب میشوند. با وجود نقدهای واردشده، بررسی کارنامهی او برای فهم تحولات نقد ادبی معاصر ایران ضروری بلکه برای درک چگونگی امکان تلفیق سنت و مدرنیته در حوزهی علوم انسانی، اهمیتی انکارناپذیر دارد.
#شفیعی_کدکنی
#کتابخوانهیهزارخم
#ادبیات_عرفانی
✍ادمین #زهرا_م
https://t.me/hezar_khom/743
Post #13994
684