📗وقتی بدن نه میگوید
👤گابور ماته
📝خلاصهفصل چهاردهم: تعادل مناسب؛ زیستشناسی روابط 4⃣1⃣
فصل چهاردهم کتاب، به روابط اجتماعی، تنظیم زیستی و سلامت تن و روان میپردازد. #ماته با نقد این انگاره که انسان موجودی جزیرهای و کاملاً مستقل است، سعی کرده نشان دهد که تنفس، ضربان قلب، ترشحات هورمونی و وضعیت سیستم ایمنی ما تا چه اندازه در بستر روابط بینفردی و پیوندهای عاطفی تنظیم یا مختل میشوند. در ادامه، نویسنده برای تبیین نظریههای خود از چند نمونهی بالینی و پژوهشی بهره میبرد:
جويس؛ استاد زبانشناسی کاربردی که از بیماری آسم رنج میبرد. او پس از سالها تلاش علمی و عضویت در هیئتعلمی دانشگاه، در محیطی قرار داشت که از نظر استادانِ زن چندان مساعد نبود. جویس ناچار بود «بایدهای» زیادی را در درون خود نهادینه کند و توانایی «نه گفتن» را نداشت؛ چرا که «نه گفتن» برای او تداعیگر حس پوچی و وحشت بود. او در زمستانها و پاییزها با تشدید استرسهای عاطفی و تنشهای ناشی از درگیریهای خانوادگی (از جمله رفتار ناخوشایند برادر بزرگتر در دورهمیها و یادآوری سرکوبهای دوران کودکی) حملات شدید آسم را تجربه میکرد. جویس در توصیف فضای خانهی مادریاش از ترسِ برانگیختن خشم پدر و بیتوجهی مادر به دفاع از او یاد میکند که ردپای آن به شکل احساس ناتوانی و سرکوب خشم در بزرگسالی نمایان شده بود.
مایکل کِر؛ مدیر وقت مرکز خانوادهی دانشگاه جورج تاون در واشنگتن دیسی. او بر دو نوع تفاوت (تفکیک عملکردی و تفکیک بنیادی) تأکید میکند و معتقد است هرچند این دو مفهوم ممکن است در ظاهر یکسان به نظر برسند، اما از منظر سلامت و میزان آسیبپذیری در برابر استرس تفاوتهای معناداری با یکدیگر دارند.
نانسی؛ زنی است که همسرش، «تیم» به بیماری کولیت (التهاب روده) مبتلا است. تیم مردی کنترلگر، سختگیر و وسواسی بود که سالها بیماری بود و نانسی با تلاش فراوان تلاش میکرد اضطرابهای او را جذب و مهار کند تا آرامش برقرار بماند. اما این روند به بهای بیماری نانسی تمام شد؛ تا جایی که او خود را در آستانهی طاقشدگی و افسردگی یافت و اعتراف کرد که به دلیل بار سنگین مسئولیت مراقبت از چهار فرزند و همسرش، نیازهای عاطفی خودش را مدتها سرکوب کرده است. پزشکان هشدار دادند که اگر نانسی بخواهد نقش مراقبتکنندهی یکطرفه را کنار بگذارد و به نیازهای عاطفی خود توجه کند، ممکن است بیماری کولیت تیم عود کند؛ نکتهای که گویای درهمتنیدگی عمیق تن و روان در روابط مشترک است.
نظریهی نظامهای خانواده (موری بوون): روانپزشک فقید آمریکایی، موری بوون، معتقد بود که نظامهای خانواده به صورت لحظهبهلحظه فعالیتهای فیزیولوژیکی افراد را تحت تأثیر قرار میدهند. یکی از ارکان این نظریه، «توانایی تفکیک عاطفی» است؛ یعنی ظرفیت برقراری رابطه با دیگران در عین حفظ استقلال در عملکرد عاطفی. افرادی که قدرت تفکیک پایینی دارند، بهشدت تحت تأثیر اضطراب دیگران قرار گرفته و آن را در خود جذب میکنند.
بر اساس یافتههای مطرحشده، رشد انسانی مستلزم حرکتی تدریجی میان نیاز به امنیت (وابستگی) و نیاز به استقلال است.هیچیک از این دو نباید قربانی دیگری شوند.اگر تلاش برای استقلال به بهای قطع پیوندهای عاطفی و سرکوب نیازهای اصیل انجام شود، سیستم ایمنی و فیزیولوژی بدن دچار آسیب شدید و تنش مزمن خواهد شد.
#وقتیبدننهمیگوید
#گابور_ماته
✍ادمین #زهرا_م
https://t.me/hezar_khom/13631
Post #13681
751