📗وقتی بدن نه میگوید
👤گابور ماته
📝خلاصه فصل ششم: مامان تو هم با من در این تجربه شریک هستی6⃣
فصل ششم کتاب به ماجرای مکالمات نویسنده با بتی کرافچیک که در ماههای پایانی زندگیاش با سرطان پیشرفتهی پستان درگیر شده بود اختصاص دارد. (بتی، فعال محیطزیست و مبارزی بود که در هفتادودوسالگی به دلیل اعتصاب برای دفاع از درختان، محکوم شده بود).
ماته ابعاد روانشناختیِ روابط خانوادگی، ریشههای طردشدگی در دوران کودکی و تاثیرِ سرکوبِ خشم بر شکلگیری بیماری او را بررسی کرده است.
در این بخش میبینیم که چگونه بتی، با وجود کارنامهای پربار از مبارزات اجتماعی و دستاوردهای چشمگیر، در اعماق وجود خود با خاطرات کودکیاش از مادری سرد، بیتوجه و پدری خشن و کنترلگر دستوپنجه نرم میکرده است. او برای جلب محبت و حفظ امنیت، ناچار شده بود نقش «دختر خوب» را بازی کند و نیازها و حریم فردی خود را کاملاً ندید بگیرد اما این مکانیزم به بهای نادیدهگرفتنِ عواطف اصیل و انباشتِ خشمِ فروخورده تمام شده بود؛ زیرا کودکانِ محروم از تغذیهی عاطفی، برای حفاظت از روان خود در برابر دنیای ترسناک والدین، ناچار به خودخاموشی میشوند و تنِ آنها سالها بعد، این رنجِ پنهان را در قالب بدخیمیها و بیماریهای صعبالعلاج بروز میدهد.
#وقتیبدننهمیگوید
#گابور_ماته
✍ادمین #زهرا_م
https://t.me/hezar_khom/13631
Post #13661
827
- ❤ 3
- 👍 3
- 🙏 1
- 💔 1