TGViewer
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم 📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم @hezar_khom · 15.9K subscribers
Post #13278 912
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم #معرفی‌کتاب 📗کتاب: نان و شراب 👤نویسنده: اینیاتسیو سیلونه 🔁مترجم: محمد قاضی 📄تعدادصفحات: ۴۷۳ صفحه 🖨انتشارات زرین ⌛️سال چاپ: ۱۳۴۵ 💎تلخیص‌و‌معرفی:ادمین #زهرا_م https://t.me/hezar_khom
📗نان و شراب
👤اینیاتسیو سیلونه
📝خلاصه رمان
💎تلخیص‌و‌معرفی:ادمین #زهرا_م


«نان و شراب» فقط رمانِ ضدّفاشیستیِ کلاسیک نیست: رمان علاوه بر نقد فاشیسم، به جستجو در وجدانِ معذبِ انسان در عصری می‌پردازد که نه تنها زبانِ سیاست، که زبانِ اخلاق نیز مصادره شده است. داستان در سال‌هایِ تثبیتِ اقتدارِ موسولینی و در آستانهٔ جنگِ اتیوپی شکل می‌گیرد. سال‌هایی که در آن، هر واژه‌ای می‌توانست اتهام باشد و هر سکوتی، نشانِ هم‌دستی. #سیلونه رمان را با گفت‌وگوی «دُن بندتو» با شاگردانِ سابقش می‌آغازد؛ پیرمردی که سال‌هاست به‌خاطرِ ناسازگاری با قدرت، به حاشیه رانده شده و اکنون با نگرانی از سرنوشتِ «پیترو اسپینا» شاگردِ ممتازِ دیروز و انقلابیِ پرشورِ امروز، پرسش‌هایی را پیش می‌کشد که در واقع، تقابلِ «حقیقت در برابرِ قدرتِ سازمان‌یافته»اند. اسپینا که اکنون با ریه‌هایی بیمار و بدنی رنجور از تبعید به زادگاهش در کوهستان‌های آبروتزو بازگشته، ناگزیر می‌شود برایِ گریز از چنگالِ پلیس، در ردایِ کشیشی عاریتی با نامِ «دُن پائولو اسپادا» به دهکدهٔ دورافتادهٔ پیه‌ترسِکا برود. این سرآغاز دگردیسیِ درونیِ مبارزی مادی‌گراست که در کالبدِ مردی روحانی، ناگهان با واقعیتی روبرو می‌شود که تا پیش از این، نه در نظریه‌هایِ انقلابیِ خود گنجانده بود، نه در نقشه‌هایِ مبارزه. نخستین آزمونِ اخلاقیِ او: مادری درمانده از او می‌خواهد بر بالینِ دخترِ رو به مرگش، بیانکینا، حاضر شود و آیینِ اعتراف را به‌جا آورد. پیترو که کشیش نیست، در دو راهیِ حقیقت‌گویی و شفقتِ انسانی گرفتار می‌شود. او آیین را به‌جا نمی‌آورد، اما با کلامی سرشار از رحمت، آرامش را به جانِ بیمار بازمی‌گرداند؛ و این کنش، که در هیچ آیینِ رسمی نمی‌گنجد. در پیه‌ترسِکا، اما اسپینا با واقعیتی سخت‌تر روبرو می‌شود: توده‌ی ستم‌دیده‌ای که قرن‌ها فقر و سرکوب، آنان را نسبت به هر شعارِ انقلابی و هر وعدهٔ تغییری، بدبین و بی‌اعتماد کرده است. در این‌جا، شکافِ تئوری‌هایِ روشنفکرانه و واقعیتِ زمختِ زندگیِ روستایی با تمامِ تلخیِ خود عریان می‌شود؛ زیرا پیترو برایِ بیدار کردنِ این مردم، به زبانی نیاز دارد که از پسِ قرن‌ها سکوت و سرخوردگی، همچنان بتواند با رنجِ آن‌ها سخن بگوید. او ناچار می‌شود به مفاهیمِ استعلاییِ کتابِ مقدس نزدیک شود. زبانِ مشترکی که در آن، واژه‌هایِ انجیل، با گرسنگیِ زمینیِ دهقانان، پیوندی ناگستنی پیدا کند. سفرِ پیترو به رم اما این امیدِ تازه‌یافته را با واقعیتی هولناک‌تر در هم می‌شکند: حزبِ انقلابی، که روزی آرمانِ رهایی بود، اکنون خود به ساختاری بوروکراتیک و انحصارطلب بدل شده است که هرگونه تفکرِ مستقل را طرد می‌کند؛ همان‌گونه که کلیسا، روزگاری، هر پرسشگری‌ای را بدعت می‌خواند. اخراجِ پیترو از حزب و خودکشیِ تلخِ دوستِ انقلابی‌اش «اولیوا» نگاه هوشیار نویسنده  از یک‌سو به فاشیسم و از سوی دیگر به جزم‌اندیشیِ خودِ جریان‌هایِ انقلابیِ هم‌عصرش را به نقد می‌کشد: هر آرمانی اگر از وجدانِ انسانی تهی شود، خود به ابزاری برایِ سرکوبی نوین بدل می‌گردد. بازگشتِ پیترو به آبروتزو و همزمانیِ آن با هیستریِ جنگ، به نقطه‌ی عطفی دیگر می‌انجامد: او با نوشتنِ شعارِ «مرگ بر جنگ» بر دیوارهایِ دهکده، کنشِ نمادینِ خود را به‌جا می‌آورد، اما این کنش، او را بیش از پیش در مسیرِ فاجعه قرار می‌دهد. رابطهٔ او با «لوئیجی ماریکا»، جوانی که در چنبرهٔ همکاری با پلیس و عذابِ وجدان گرفتار است و سرانجام همچون مسیحی بی‌گناه زیرِ شکنجه جان می‌بازد، اوجِ تراژدیِ اخلاقیِ رمان را رقم می‌زند؛ چه کسی قربانی و چه کسی جلاد است؟ خیانت کدام و وفاداری کدام است؟ آیا معیارهایِ ایدئولوژیکِ پیشین با سنجهٔ وجدانِ انسانی پاسخی دارند؟ فرجامِ داستان، شهادتی سوزناک بر پایداریِ اخلاقی در جهانی است که به‌نظر می‌رسد هر گونه معنا را از دست داده است. با افشایِ هویتِ واقعیِ پیترو و هجومِ پلیس، او ناچار به گریز به سویِ کوهستانِ برفی می‌شود. کریستینا، دختری که در طولِ داستان، همچون آیینه‌ای برایِ بازتابِ واگویه‌های وجدانِ بیدارِ پیترو عمل می‌کرد، در تلاشی ایثارگرانه برایِ رساندنِ توشه به او، راهیِ طوفانِ برف می‌شود؛ اما در میانِ گرگ‌ها و سرمایِ سهمگین محاصره شده و در حالی که بر خود نشانِ صلیب می‌کشد، همچون بره‌ای بی‌گناه، قربانیِ سیاهیِ جهان می‌گردد. رمان با محو شدنِ کریستینا در برف و گریزِ اسپینا در تاریکی پایان می‌یابد. #سیلونه در #نان‌وشراب با پیوند زدنِ «نان» (معیشتِ مادیِ انسان) و «شراب» (نیازِ روحی به معنا و استعلا) اعلام می‌کند که سیاستِ بریده از اخلاق، شعاری توخالی است، و دینِ بریده از دردِ مردم، مناسکی مرده. رستگاریِ راستین، از نگاهِ او، در نقطهٔ تلاقیِ این دو ساحت و در گروِ کرامتِ فردی و ایثارِ انسانی است.


#نان‌وشراب
#اینیاتسیو_سیلونه
💎ادمین #زهرا_م

https://t.me/hezar_khom/13274
Telegram 📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم "زندگی ما از هر جهت موقتی است. همه فکر می‌کنند که زندگی در حال حاضر، زندگی نیست و فعلآ باید سوخت و ساخت و نیز فعلآ باید حقارت را تحمل کرد. ولیکن این همه موقتی است و بالاخره یک روز زندگی واقعی شروع خواهد شد. بلی ، یک روز! ما خویشتن را برای مردن آماده می‌کنیم،…
  • ❤ 14
  • 👍 3
  • 👏 1
  • 🙏 1
More from @hezar_khom
  1. Oct 1, 2026🌹 راز گل سرخ @Mystery_RedRoss ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌…
  2. Oct 1, 2026توصیف اوج دلتنگی همینه که راحم تبریزی میگه : جمالت را نمی بینم؛خیالت می کُشد امّا https://…
  3. Oct 1, 2026🌹اول اکتبر سالروز درگذشت پیر کورنی نمایشنامه نویس منحصر به فرد فرانسوی است. او از بنیانگذ…
  4. Oct 1, 2026🎵Experience 🎶Ludovico Einaudi 🎵 نام قطعه: تجربه 🎶 نام موزیسین / آهنگساز: لودوویکو اینا…
  5. Oct 1, 2026🎵«درجست‌وجویِ «ما»یِ موسیقایی: درنگی بر تلاقیِ غریزه و خاطره» 🗓به مناسبت اول اکتبر روز ج…
  6. Oct 1, 2026🎵«درجست‌وجویِ 'ما’یِ موسیقایی: درنگی بر تلاقیِ غریزه و خاطره به مناسبت اول اکتبر» 🗓اول ا…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →