📗قلعه مالویل
👤روبر مرل
📝مضامین2⃣
در کنارِ تأملات سیاسی و تاریخی، رمان از حساسیتِ بومگرایانه نیز برخوردار است. جهانِ پس از انفجار، جهانی است که در آن طبیعت نیز زخم خورده و خاکستر بر چهره دارد؛ با این همه، #مرل از همین ویرانی، امکانِ ترمیم در میآورد. بازماندگانِ مالویل با بازگشت به طبیعت، کاشت، برداشت، پرورشِ دام، شناختِ فصلها و پذیرشِ محدودیتهایِ زیستبومی راهِ بقا را میآموزند. در این معنا، طبیعت یکی از طرفهای اصلیِ گفتوگوی تمدن است. انسانِ پسافاجعه، اگر بخواهد دوام بیاورد، باید از توهمِ سلطهی مطلق بر جهانِ طبیعی دست بشوید و دوباره در شبکهی وابستگیهایِ زیستیِ خود جای گیرد زیرا بقا حاصلِ بازشناسیِ نسبتِ انسان با محیطِ پیرامونِ اوست. از این زاویه، #مالویل را میتوان متنی دانست که بحرانِ زیستمحیطی را در بافتِ تجربهی زیسته و سیاسیِ انسان بازمینماید. البته مالویل هر چند از همبستگی، عدالتِ توزیعی و عقلانیتِ جمعی دفاع میکند اما در همان حال، نقاطِ کورِ همین آرمانها را نیز برملا میسازد. جامعهی نوپای مالویل، با همهی گرایشهایِ انسانی و مترقیاش، برای بقا ناگزیر از پذیرشِ سلسلهمراتب، اعمالِ خشونت و حتی شکلهایی از نابرابری میشود. بدینترتیب، رمان به متنی بدل میشود که نهفقط قدرتِ استبدادیِ آشکار را نقد میکند، بلکه تناقضهای درونیِ هر آرمانشهرِ انسانی را نیز پیشِ چشم میآورد. این همان چیزی است که به متن، اثرِ انتقادیِ خاصی میبخشد و آن را از صورت بیانیهای سیاسی به آزمایشگاهی اخلاقی مبدل میسازد که ایدههایِ بزرگ زیرِ فشارِ ضرورتِ زیستن آزموده میشوند.
#قلعهمالویل رمانی است دربارهی امکان/امتناعِ آغازِ دوباره. مرل با نماد پناهگاه، تقابلِ الگوهایِ سیاسی، بازاندیشیِ نسبتِ انسان و تکنولوژی و تأملات زیستمحیطیِ به این مسئله میرسد که انسان، پس از نجات، چه جهانی بنا میکند؟ و آیا میتواند از زیرِ سایهی ویرانگرِ تاریخِ خویش بیرون آید یا نه و چنانکه از سرشتِ بزرگترین آثارِ پساآخرالزمانی برمیآید، پاسخ نه ساده و امیدبخش و نه یکسره نومیدانه است.
#قلعه_مالویل
#روبر_مرل
#مضامین
💎ادمین #زهرا_م
https://t.me/hezar_khom/13236
Post #13240
918