در زبان یونانی برای بیان بازگشت، از واژه nostos استفاده می شود یعنی بازگشتن ، Algos هم یعنی رنج کشیدن
بنابراین نوستالژی nostalgie
رنج بردن ناشی از آرزوی ناکام بازگشت است .
میلان کوندرا،جهالت،صص ۱۶_۱۵
ادیسه حماسه ای که بنیان گذار نوستالژی شد در اوایل زایش فرهنگ باستانی یونان به دنیا آمد بزرگترین ماجراجوی تمام اعصار که بزرگترین گرفتار نوستالژی هم هست بعد از اینکه به جنگ تروا رفت و ده سال جنگید تصمیم گرفت به سرزمین مادری اش برگردد اما دسیسه ی خدایان سفرش را طولانی کرد دراین بین عاشق هم می شود
و در پایان منظومه ی پنجم ادیسه به معشوقه ش پنلوپه می گوید با تمام زیبایی ها و قامت اشرافی تو
آنچه می خواهم و روزگارم را از شوق آکنده
بازگشت به خانه و تلمذ از فروغ بازگشت است .
او از میان زندگی شیرینی که داشت یک زندگی شاد اما در غربت و بازگشت پر خطر به خانه بازگشت را برگزید.
عروج به سوی شناخته شده (بازگشت )را به شور اکتشافِ ناشناخته ترجیح داد پایان را به بی پایانی ترجیح داد( چرا که بازگشت به معنای پذیرفتن این است که زندگی پایان پذیرفته )
جهالت،میلان کوندرا،صص ۱۷_۱۶_۱۵
💎 ادمین #زهرا_م
https://t.me/hezar_khom
Post #13190
568
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم سپس به تفاوتِ «نوستالژیِ سفیدپوستان» و «موسیقیِ بلوزِ سیاهپوستان» میپردازد. او از ریشههایِ بلوز در دورانِ پس از بردهداری سخن میگوید و آن را روایتی از تبعیدِ درونی و ابدیِ مردمی میداند که دیگر راهِ بازگشتی نداشتند. او مینویسد: «نوستالژی و دلتنگی برایِ وطن، افتخاری است که نصیبِ هرکسی نمیشود» و بلوز، در عینِ تأثر، بیانی پرشور از دلهای فشردهای است که وزن و فشارِ زیادِ خاک و کانیها، به گوهر تبدیلشان میکند. تمایزِ تجربهی تاریخی، «حسرتِ مکان» را به دو نوع حسرت تبدیل میکند: حسرتی که در یک سنت، با نوستالژیِ همراه با افتخار همراه است و در سنتی دیگر، با روایتی از تبعید و فقدانِ ابدی.


- ❤ 8