📗اگر جنگ ادامه یابد
👤هرمان هسه
📝ساختار و محتوا
مجموعهمقالاتِ اگر جنگ ادامه یابد، نمونهای از باورهای اخلاقی است؛ سندی از یک عمر ایستادگیِ اخلاقی که حاصلِ سه دهه تأمل نویسنده (۱۹۱۴ تا ۱۹۴۸) در برابرِ توفانِ هولناکِ تاریخِ اروپاست فارغ از شعارهایِ سیاسی و با «قلمی در خدمتِ حقیقت». این مجموعه در واقع، بازتابِ تحولِ فکریِ نویسندهای است که از شورِ نخستینِ جنگِ جهانی، به سویِ افقهایِ بلندِ صلحطلبیِ رادیکال و عرفانِ عملی حرکت کرد.
#هسه در مقدمهیِ کتاب، موضعِ خود را به صراحت روشن میکند. برایِ او، مسئلهیِ جنگ فراتر از مرزها و ائتلافهایِ سیاسی است. او خواننده را دعوت میکند تا «تئاترِ جهان» را رها کند و به «دادگاهِ وجدانِ خویش» بنگرد. هسه معتقد است که جنگ، عارضهای بیرونی نیست؛ بلکه جوششی از درونیِ بیمار و گمشده است. انسانی که «خود» را در هیاهویِ «جمعِ خشن» و «روحیهٔ گلهوار» گم کرده، ناگزیر است به خشونت پناه ببرد تا هویتِ پوشالیِ خویش را اثبات کند. بنابراین، راهِ حلِ جنگ در هیچ معاهدهیِ بینالمللی نیست، بلکه تنها در «خودشناسی» و برقراریِ صلح درونیِ فرد با خویشتن خویش است. در این دوره (۱۹۱۴_۱۹۱۸) هسه که هنوز از هیاهویِ آغازینِ جنگ بیتأثیر نمانده، با مقالهیِ «ای دوستان، این نغمهها را نه!» (شیلر) سکوت را میشکند. این جستار، نقطهیِ عطفی در کارنامهیِ اوست؛ هرچند هنوز در چارچوبهایِ ملیِ آن زمان است، اما زنگِ خطری است که هشدار میدهد احساساتِ کورِ ملیگرایانه، آدمی را از اصالتِ انسانیاش تهی میکند. اما با طولانیشدنِ جنگ، لحنِ هسه به پیشگوییهایی وحشتناک تبدیل میشود. در جستارهایی مانند «اگر جنگ دو سال دیگر ادامه یابد» ماهیتِ مکانیکیِ جنگ را ترسیم میکند؛ جنگی که به هذیانی خودکار بدل شده و ماشینِ سرمایهداری و پروپاگاندایِ رسانهای، آن را تغذیه میکنند. او در این مرحله، روشنفکران را به چالش میکشد تا بر سرِ دو راهیِ «قدرت» یا «معنا» راهِ دوم را انتخاب کنند.
پس از جنگِ جهانی اول و در حد فاصل جنگ بعدی (۱۹۱۹-۱۹۳۷) هسه در تبعیدی خودخواسته در سوئیس، به نقدِ بنیادینِ نظامهایِ تمامیتخواه میپردازد. جستارهایِ این دوران، تند و بیپروا هستند. در «نباید بکشی» (۱۹۱۹) فرمانِ اخلاقی را از قیدِ استثناهایِ دولتی میرهاند: چگونه دولتهای متجاوز، با واژهسازیهایِ دغلکارانه (مانند دفاع ملی) قتل و حمله به دیگران را تقدیس میکنند و وجدانِ فردی را در هم میشکنند. در این دوران #هسه به حکمتِ شرق و بهویژه «تائو» روی میآورد؛ مقالهیِ «اندیشههایی دربارهی چین» نقدِ او به «کاراییِ بیفرهنگِ» تمدنِ غرب است. او پیشبینی میکند که تمدنی که تنها بر ستونهایِ تکنولوژی و قدرت استوار باشد و از روح تهی شود، ناگزیر به فاجعهای بزرگتر از جنگِ اول خواهد رسید.
در سالهایِ قدرتگیریِ نازیسم (۱۹۳۷-۱۹۴۵) هسه با قلمی تندتر به میدان میآید. جستارِ «بحرانِ جهان و کتابها» نمادی از نبردِ فرهنگ در برابرِ بربریت است. او در «برگهایی از یک دفترچه» (۱۹۴۰) ناامیدیِ عمیقِ خویش را از سقوطِ تمدنِ اروپایی بیان میکند. و سرانجام در «پایانِ یادداشتهایِ ریگی» (۱۹۴۵) به پیروزیِ نظامی از منظر «خاموشیِ پس از طوفان» میاندیشد: بیایید پس از پایانِ جنگ، نه به جشنِ پیروزی که به سوگواریِ اخلاقی و تأمل در بابِ مسئولیتِ جمعیِ بشریت بپردازیم. در دوران پساجنگ (۱۹۴۶-۱۹۴۸) و پس از دریافتِ نوبل، هسه در جستارهایی چون «نامهای به آلمان» خطاب به ملتِ خود، رویکردی سختگیرانه و پدرانه اتخاذ میکند. او مسئولیتِ جنایاتِ نازیسم را نه فقط به گردنِ حزب، به پایِ زوالِ اخلاقیِ کلِ جامعه مینویسد. جستارِ «تلاشی برای توجیه» (۱۹۴۸) که در آن تمامیِ تفکراتِ هسه (از روانشناسیِ یونگی تا عرفانِ شخصی) به هم میرسند خود نقطهی عطفی است در افکار هسه: هیچ صلحِ بیرونیای بدونِ «آشتی با سایههایِ درونی» ممکن نیست. #اگرجنگادامهیابد کتابِ انسانی هسه است که در تمامِ جستارهایش، همچون طبیبی بر بالینِ بیمارِ تمدن، ریشهیِ دردهایِ جهان را در «فراموشیِ خویشتن» میبیند: تا زمانی که انسان نتواند از جنگیدن با سایههایِ خویش دست بردارد، ماشینِ جنگِ بیرونی هرگز از حرکت باز نخواهد ایستاد.
#اگرجنگادامهیابد
#هرمان_هسه
💎ادمین #زهرا_م
https://t.me/hezar_khom/12915
Post #12916
771