در سکوتِ سپیدِ برف که مرزهایِ زمین و آسمان در هم میآمیزند، کنولپِ بیخانمان به ایستگاهِ آخر میرسد. او که عمری را با داغِ «بیهودگی» بر پیشانی زیسته و در ترازویِ جامعه، همواره «ناقص» و «بیحاصل» انگاشته شده، در محضرِ خداوند به حقیقتی رهاییبخش میرسد: «من نمیتوانستم از تو جز به همان صورتی که هستی استفاده کنم».
کنولپ در مرامِ جهانِ متمدن، موجودی است بیآینده و فاقدِ کارکرد؛ اما در ساحتِ الهی، او «ضروری» است. #هسه رنجِ انسانِ طردشده را به سکهای زرین بدل میکند: تو برایِ جهان، نه برایِ «ساختن» و «تولید» که برایِ «بودن» آفریده شدهای.
آنکه عمری را به خطا در جستوجویِ توجیهی برایِ وجودش در میانِ قضاوتهایِ مردم گذرانده، ناگهان درمییابد که هستیاش، بیهیچ «اگر» و «امایی» به همان شکلی که بوده، در هندسهیِ گیتی، نقشی یگانه و بیجایگزین داشته است. داستان کنولپ، وصیتنامهیِ تمامِ «آوارگانِ تاریخ» است: معنایِ زندگی در «حضوری» است که تنها تو میتوانی، با تمامِ نقصهایت در جهان به یادگار بگذاری.
#دوستمنکنولپ
#هرمان_هسه
💎ادمین #زهرا_م
https://t.me/hezar_khom
Post #12907
677
- ❤ 8
- 👍 1
- 🕊 1