«تو زیبایی را بر صخرههای غرورِ گندیدهات میکوبی.»
این جمله را «اِد»، دوست وفادارِ جو، در تلاشی نومیدانه برای بیدار کردن او از توهمِ «تداوم خون» بر زبان میآورد.
جو چنان در وسواسِ باقی گذاشتنِ نسل خود و هراس از نابودی غرق شده که بزرگترین موهبت زندگی را از یاد میبرد؛ عشقِ بیقیدوشرطِ همسرش، مردخای، که برای خوشبختی او دست به کاری میزند که با باورها و احساسش بیگانه است.
اشتاینبک در این صحنه، تقابلِ دو نگاه را به تصویر میکشد: جاودانگی از راه خون، یا جاودانگی از راه عشق. جو آنچنان در اندیشهٔ انتقالِ خون اسیر است که عشقِ همسرش را تا مرز نابودی پیش میبرد. اِد با این جمله، پرده از خودفریبیِ او برمیدارد و یادآور میشود که پدر بودن، پیش از آنکه حقیقتی در خون باشد، انتخابی در دلِ عشق است.
#لهیبسوزان #سربلند #آتشفروزان
#جان_اشتاین_بک
💎ادمین #زهرا_م
https://t.me/hezar_khom
Post #12743
602

- ❤ 3
- 👍 1