ادامه...
کتاب #فلسفه_تنهایی
#فصل_ششم
" فرد گرائی و تنهایی "
"ضعیف شدنِ زندگی جمعی در طول چند دهه گذشته به شکلی خاموش و فریبنده رخ داده است .ما متوجه تاثیرات آن در گسست های پرفشاری که در زندگی خصوصی مان رخ داده است و در زوال زندگی عمومی مان مشاهده می کنیم ، اما وخیم ترین عواقب آن یاد آور آن پازل
خانوادگی قدیمی است "چه تصویری در این تصویر گم شده است ؟ " سرمایه ی اجتماعی تضعیف شده در چیزهایی متجلّی می شود که تقریباً بی آنکه کسی متوجهش باشد محو شده اند ، مهمانی های همسایگان و گرد آمدن با دوستان ، مهربانی ِ بی درنگِ غریبه ها ، و دنبال کردن ِ مشترک خیر و شر و خواسته عمومی و نه دنبال کردن حریصانه خیر و خواسته شخصی به تنهایی#رابرت_دی_ پانتم #بولینگ_یک_نفره
" فرد لیبرالی کیست ؟ "
چرا از عبارت فرد " لیبرالی " استفاده می کنیم ؟ صرفا به این دلیل که اینچنین فردی دغدغه ی حقوق لیبرالی نظیر آزادی بیان ، حق حاکمیت ، حریم خصوصی و چنین مسائلی را دارد و آنها را مسلّم می پندارد .
چنین فردی معتقد است که اگر اورا وادارند کاری بکند که با هر حال خودش هم به میل خودش آن کار را می کرد باز آزادی او نقض شده است این مفهوم آزادی منفی است .
آزادی مثبت مشتمل بر زیستن مطابق ارزشهای خویش است .پس آزادی مثبت از عدم مداخله فراتر می رود و در دست گرفتن مهار زندگی خویش و شکل دادن به آن را هم در بر میگیرد .
نیچه میگوید : " باید همانی شوی که هستی "
ولی چیزی به نام " انسان خودساخته " وجود ندارد .
هیچ یک از ما نمی تواند فارغ از تاثیرات بیرونی و صرفا با انگیزه های درونی خویش حرکت کند . ما نمیتوانیم مستقل از محیط دور و برمان ، مستقل از همه آنهایی که پیش از ما به ما شکل داده اند خودمان را تعریف کنیم .
همانطور که عده ای ، از جمله جورج هربرت مید می گوید ، " ما از طریق تعامل با خویشتنهای دیگر است که خودمان را می آفرینیم و بنابراین خط فارق روشنی میان خویشتن ما و خویشتن های دیگران وجود ندارد ."
"تک زیستی "
انسان ها در همه دوره ها و مکان ها عموماً زندگی شان را چنان سامان می دهند که با دیگران زندگی کنند .
ولی اریک کلینن برگ در کتاب " تک روی " می گوید این واقعیت در حال تغییر از بیخ و بن است .
ظاهرا در همه جای دنیا ظاهرا این تحول در حال رخ دادن با سرعتی فوق العاده است و بنا به برآوردها تعداد افراد تک زیست از ۱۵۳ میلیون نفر در سال ۱۹۹۶ به ۲۰۲ میلیون در سال ۲۰۰۶ رسیده است .
شخصی که تنها زندگی کردن را انتخاب می کند لزوماً غیر اجتماعی تر از بقیه اشخاص نیست .واقعیت امر در این است که افراد مجرد و تک زیستان هم به قدر آن دیگران اجتماعی و معاشرتی هستند ، اما صرفاً نوع دیگری از اجتماعی بودن و معاشرتی را می پذیرند.
امروزه تک زیستان در قیاس باآنهاییکهبادیگران زندگی می کنند نیاز کمتری به وابستگی و دلبستگی به دیگران دارند ، و در ضمن نه میزان رضایت آنها از زندگی کمتر است نه میزان احساس تنهایی شان بیشتر .
فرد ممکن است تنها باشد چون انتخاب کرده است که تنها بماند یا به این دلیل که از اجتماع رانده شده است .در حالت نخست تنهایی تجربه ای مثبت است و در حالت دوم تجربه ای دردناک .
" فردی در چنگال احساس تنهایی ؟ "
در اکثر مطالبی که امروزه درباره ی تنهایی نوشته می شود خصوصا نوشته های عامه پسند چنین القا می شود که گویی فرد لیبرال مدرن انسانی است آزار دیده و گرفتار تنهایی ، از خود بیگانگی ، اضطراب و افسردگی در این بخش از کتاب با مقایسه ی آرای پژوهشگران متعدد در نهایت به این نتیجه رسیده که ظاهرا فرد لیبرال مشکل چندانی با زندگی اش ندارد و اگر بخواهیم درباره ی تنهایی اجتماعی صحبت کنیم قطعا می توان گفت فرد لیبرال موجودی اجتماعی است ، اما در عین حال دلش می خواهد با انتخاب خودش با دیگران معاشرت کند .
فرد لیبرال رگه هایی از خود شیفتگی دارد اما در عین حال نسبت به دیگران بی اعتنا نیست و شخصیتی است با تضادها و تناقض های درونی فراوان ، اما در عین حال توانائی مدیریت این تضادها را دارد .
"تنهایی و رسانه های اجتماعی "
در این بخش از کتاب ابتدا به نقش رسانه های اجتماعی را فاجعه بار میداند و از قول" شری ترکل" اینطور بیان میکند که رسانه هایاجتماعی ما را "در کنار هم تنها" میکند .
ولی پژوهشهای مکمل در سالهای بعد نشان میدهد " به عکس معلوم شد که استفاده بیشتر از اینترنت رابطه مستقیمی با احساس بهروزی ذهنی بیشتر و تعامل اجتماعی افزون تر دارد .
در واقع ، همین امر باعث شده است که عده ای زبان به شکایت بگشایند که امروزه بیش از حد اجتماعی شده ایم و تنهایی دیگر برایمان مقدور نیست .
بنابراین مسئله احساس تنهایی برای فرد لیبرال مفرط بودن تنهایی نیست ، بلکه این است که شاید امکان خلوت گزینی بسیار کمتر است ، صرفاً به این دلیل که حالا دیگر فرد بسیار بیشتر معاشرتی و اجتماعی شده است .
ادامه دارد......
Post #127
345
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم ادامه ..... کتاب #فلسفه_تنهایی خلاصه ای از #فصل_پنجم "تنهایی ، دوستی و عشق" گاهی بسیار تنها میشویم /گاهی راه به جایی نمیبریم /من همه جا را پشت سر گذاشته ام /مال من باش /شریک زندگی ام شو / بامن بمان/زنم باش.... #دیوید_بویی#زنم_باش "فقط کسی که قدرت دوست…