پدر پرسید: برای چه یک میلیون متر زمین را بایر گذاشتهای؟
کشیش تبسمی کرد و نگاهی به آن مرد کرد و گفت: به نظر من میرسد کسی که یک میلیون زمین را صاحب باشد حتماً روح انسانی ندارد. چنین آدمی هر چه ثروتمند باشد باز هم آدم ناتوانی است، اینها مردمانی هستند که هرچه داشته باشند باز هم سیر نمیشوند و اما یک نفر آدم مثل آقای ویلسون آدم حسابی است؛ وقتی که پدر بزرگ داشت میمرد چادرش را در اختیار ما گذاشت، من دلم نمیخواهد بیخودی موعظه کنم اما راستش این است که تا حالا کسی را ندیدهام همه جا را غارت کند و در آخر کار پیروز باشد.
#خوشههایخشم؛ جان اشتاینبک، ترجمه احمد طاهر کیش، صص۲۶۶_۲۶۵.
اشتاینبک با توصیف حال آوارگان اوکلاهاما در دههی ۳۰ میلادی، گویی شرح احوالی از امروز ما را ارائه کرده است؛ واگویهی همان زیادهخواهی بیانتهایی که جغرافیای ما را نشانه رفته. وقتی او از کسانی حرف میزند که «هرچه داشته باشند باز هم سیر نمیشوند» بیدرنگ، تصویر همان قدرتهایی در نظر ما میآید که اشتهایشان برای بلعیدن منابع و هویت ملتها مرزی نمیشناسد.
تطبیق این متن با ایستادگی ایران در برابر دستاندازیهای زیادهخواهان امروزی، حکایت تقابل «روحِ انسانی» با «ناتوانی برخاسته از ثروت» است. آن کسی که با تکیه بر زرادخانه و غارت جهان، به خاک این سرزمین چشم میدوزد، همان صاحب زمین بایری است که اشتاینبک توصیف میکند: ثروتمندی که در حقیقت، ناتوانترین آدمهاست، چرا که برای اثبات وجودش، راهی جز ویرانی و غارت نمیشناسد.
جملهٔ پایانیِ کشیش، تیر خلاصی است بر پیکر هر تجاوز و تجاوزگری:
«تا حالا کسی را ندیدهام همه جا را غارت کند و در آخر کار پیروز باشد.».
تاریخ این مرزوبوم گواه است که غارتگران، در نهایت، بازندهٔ نبرد ارادهها بودهاند. پیروزی نهایی نه از آن کسانی است که با چنگ و دندان بر طمع خود میافزایند، بلکه متعلق به مردمی است که حتی در میانهٔ هجوم، «چادرشان» را که نماد کرامت و پناه است، از هم دریغ نمیکنند. ایران، همانگونه که اشتاینبک در جغرافیای دیگری نوشته، جایی است که غارتگر در آن به زانو در خواهد آمد، چرا که پیروزی با «بلعیدن» به دست نمیآید، با «ریشه داشتن» است که محقق میشود.
💎ادمین #زهرا_م
https://t.me/hezar_khom
Post #12572
1.55K
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم Photo
- ❤ 8
- 👏 5
- 👍 2
- 👎 1