1⃣⤴️
🗓۱۶ مهر؛ روز ملی کودک
📝ادبیات کودک در عصر ویرانی
ادبیات کودک، نسخهی سادهشدهی ادبیات بزرگسال نیست. این ادبیات، عرصهای ظریف است که در آن دو ضرورت ظاهراً متضاد باید همزمان برآورده شوند: کیفیت ادبی و تناسب رشدی. اثری که برای کودک نوشته میشود، نه میتواند به بهانهی کودکانهبودن از عمق هنری بگذرد و نه میتواند به بهانهی ادبیبودن، مراحل رشد مخاطب را نادیده بگیرد. ادبیات کودک، هنر یافتن زبانی است برای گفتن پیچیدهترین حرفها با سادهترین کلمات.
اهمیت این حوزه را تنها در زیباییشناسی نمیتوان جست. سالهای نخستین زندگی، دورهای است که مغز کودک با سرعتی بیسابقه پیوندهای عصبی میسازد. یکی از مؤثرترین محرکهای این فرایند، مواجههی زودهنگام با کتاب است؛ اما آنچه این مواجهه را ثمربخش میکند، بافت انسانی پیرامون آن است: آوای گرم والدین، ورقزدن صفحهها، نگاه کودک میان تصویرها، و گفتوگویی که شکل میگیرد.
پژوهشهای عصبشناختی نشان میدهد خواندنِ تعاملی، سطح هورمونهای استرس را کاهش میدهد و مواد مرتبط با آرامش و پاداش را در مغز افزایش میدهد و کتاب کودک، ابزاری بسیار مناسبی است برای رشد عصبی کودکان. افزون بر این، مواجهه با روایتهای داستانی، توانایی درک افکار و احساسات دیگران و پایهی همدلی و رفتار اجتماعی کودک را تقویت میکند.
این نقش، در چارچوب حقوقی نیز به رسمیت شناخته شده است. کنوانسیون حقوق کودک، در مادهی ۱۷، دولتها را به تشویق تولید و توزیع کتاب کودک و تضمین دسترسی به مواد فرهنگی ملزم میکند و در مادهی ۳۱، حق کودک به شرکت آزادانه در زندگی فرهنگی و هنری را تصریح مینماید. دسترسی به ادبیات، لطفی از سوی بزرگسالان نیست؛ حق ذاتی کودک است و کمبود کتاب، نبود کتابخانه و محدودیت دسترسی، نقض حق کودک است.
در تاریخ ادبیات کودک، نامهایی هست که هر یک به سهم خود کاری سترگ در این زمینه کردهاند و ما برخی از آنها را پیشتر در کتابخوانهی هزار خُم معرفی و آثارشان را تحلیل کردهایم:
هانس کریستین اندرسن،
افسانههای عامیانه را به ادبیات مکتوب و هنری بدل کرد و نشان داد قصهی کودکانه میتواند عمیق و تلخ باشد.
رولد دال،
با طنز گزنده و وارونهسازی رابطهی قدرت، به کودکان تجربهای کمیاب داد: دیدن جهان از موضع ضعف، و کشف اینکه ضعف، همیشه ضعف نیست.
شل سیلوراستاین،
با سادگی فلسفی، پیامهای عمیق انسانی را با زبانی کودکانه بیان کرد.
آنتوان دو سنت اگزوپری،
او بیشتر با اثر ماندگارش «شازده کوچولو»شناخته میشود، داستان خلبانی که در صحرا سقوط میکند و با کودکی عجیب از سیارهای دور آشنا میشود. این کودک، در سفر خود به سیارات مختلف، با بزرگسالانی روبهرو میشود که هر یک نماد یکی از رذایل دنیای مدرناند: قدرتطلبی، خودپسندی، اعتیاد، و بیمعنایی.
در ایران نیز:
مهدی آذریزدی،
با بازنویسی شاهکارهای کلاسیک، کودکان را با میراث فرهنگی خود آشنا کرد و بازنویسی را به شکلی جدی از نویسندگی بدل ساخت.
هوشنگ مرادی کرمانی،
ادبیات کودک را واقعگرا و اجتماعی کرد؛ او جهان را ساده نمیکند، بلکه آن را از دریچهی چشم کودک نشان میدهد.
صمد بهرنگی،
با «ماهی سیاه کوچولو»، ادبیات تمثیلی و اجتماعی، مفاهیم عدالت و همبستگی را به کودکان منتقل کرد.
#ادبیات_کودک
#روز_ملی_کودک
#کودکادبیاتوجنگ
#همدلی_کودکانه
✍ادمین #زهرا_م
https://t.me/hezar_khom/13972
1⃣⤵️
Post #13979
559
- ❤ 4
- 👍 1