ادامه......
کتاب #فلسفه_تنهائی
خلاصه ای از #فصل_چهارم
"تنهایی و اعتماد"
تا زمانی که یک نفر هست که به او حس اعتماد و احترام داریم ، هیچ کس تنها نیست .#جورج_الیوت#رومولا
طبق پژوهش ها رابطه معکوس روشنی میان تنهایی و اعتماد به طور کلی وجود دارد : هر چه فرد اعتماد بیشتری داشته باشد ، کمتر تنهاست ؛ و هرچه فرد کمتر توانائی اعتماد کردن داشته باشد ، تنهاتر است .
از اعتماد تعریف های مختلفی به دست داده شده است : اعتماد را یک احساس ، یک درک و برداشت ، یک باور یا یک رابطه رفتاری توصیف کرده اند.
بی اعتمادی توان و انرژی بسیار بیشتری نسبت به اعتماد کردن از ما می گیرد ، چون مراقبت و گوش به زنگ بودن دائمی ، توجه به اعمال خودمان و دیگران ، بازخوانی نیّت دیگران به هنگام تضاد میان خواسته ها واقعاً فرسوده کننده است .
"فرهنگ اعتماد "
در این بخش رابطه ی میان اعتماد و تنهایی هم در سطح فردی و هم در سطح ملی مورد ملاحظه قرار داده است .
کشورهایی که ساکنان آنها اعتماد بیشتری از خودشان در روابط بین فردی نشان می دهند دقیقاً همان کشورهایی هستند که در آنها میزان شیوع تنهایی کمتر است کتاب در این مورد کشورهای مختلف را مورد بررسی قرار داده است و نشان داده این تفاوت در میزان اعتماد کلی تاثیر
به سزایی در تعاملات بین فردی در این کشورها خواهد داشت . تنها مورد استثنا ژاپن میباشد که در آن هم میزان اعتماد بسیار بالاست هم میزان تنهایی .
نکته دیگری که مورد بحث قرار گرفته بحران های مالی است که موجب کاهش اعتماد به نهادهای مالی می شود و موجب کاهش اعتماد به مقامات سیاسی ..این نیز محل بحث و جدال است که دقیقاً چه چیزی موجب می شود که در یک کشور میزان اعتماد بالاتر برود ..عوامل زیادی در این مورد دخالت دارند نظیر حاکمیت مستحکم قانون ، جامعه ی مدنی نیرومند ، فساد کمتر ، هژمونی فرهنگی بیشتر ، شکوفائی و برابری اقتصادی و غیره .
عدم اعتماد افراد به مسئولان که فرد امید چندانی به حفاظت از حقوقش از سوی مسئولین ندارد و تبعیض اجتماعی فاحش نیز تاثیر منفی فوق العاده زیادی بر میزان اعتماد دارد .
"تنهایی توتالیتری "
"توتالیتاریسم " فضای تعامل آزادانه میان افراد را از میان می برد..توتالیتارسیم فضای اجتماعی و معاشرتی را ویران می کند و بنابراین تمایز میان فضاهای خصوصی را هم نابود می کند .اتحاد شوروی در دهه ۱۹۳۰ در طول تاریخ فاقد اعتماد ترین جامعه بوده است .در آن دوره هیچ کس نمیتوانست به هیچ کس دیگر اعتماد داشته باشد و هیچ کس نمیتوانست بداند چه کسی خبر چین پلیس مخفی است چون شهروندان می بایستی اعتماد پذیری شان را به رژیم ثابت بکنند نمی توانستند به یکدیگر اعتمادی داشته باشند .موقع حرف زدن باید بی نهایت مراقب انتخاب کلمات می بودی حتی باید مراقب احساسات شخصی ات می بودی پس ایمن ترین راه در چنین موقعیتی این بود که ارتباطات شخصی ات را به حداقل برسانی.
ارسطو قرن ها پیشتر به این نکته اشاره کرده است آنجا که می گوید در جوامع استبدادی دوستی فقط به میزان بسیار کوچکی می تواند وجود داشته باشد حال آنکه در دموکراسی دوستی ها دامنه ی بسیار گسترده تری دارند .
"اعتماد در روابط شخصی "
فقدان اعتماد منجر به احتیاط در برقرار کردن روابط صمیمانه ای می شود که بی نهایت برای وابستگی ما به دیگران اهمیت دارد .
اگر اعتمادی ذاتی در کار نبود حتی احتمال رشد و پرورش ما وجود نمی داشت . بی اعتمادی به دیگران لزوماً به معنی نیست که دیگری به ما خیانت می کند بلکه شاید صرفاً مربوط به این فکر باشد که " دیگری " لزوماً ما را دوست نمی دارد یا ما را نمی پذیرد .
آیا کم اعتمادی منجر به تنهایی بیشتر می شود یا عکس آن ؟ یا بی اعتمادی و تنهایی همدیگر را تقویت می کنند ؟ شواهد و گواهی برای این فرضیه بیشتر است که کم اعتمادی منجر به تنهایی میشود و نه بالعکس .
وقتی درها را به روی دیگران می بندیم در واقع خودمان را در درون خودمان محبوس می کنیم ، و آنچه به احتمال زیاد در آن درون منتظر ماست تنهایی است .
ادامه دارد.....
Post #125
291
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم ادامه....... کتاب #فلسفه_تنهائی خلاصه ای از #فصل_سوم "چه کسانی احساس تنهایی می کنند ؟ کسانی که احساس تنهایی میکنند که بیشتر خودشان دلشان می خواهد که تنها باشند چون حاضر نیستند هزینه های روحی و روانی آمیختن با بقیه ی آدم ها را بپردازند .آنها نوعی حساسیت…