📗رواندرمانی اگزیستانسیال
👤اروین دی. یالوم
📝 خلاصه بخش دوم (آزادی)
در بخش دوم کتاب، یالوم به سراغ مفهوم هراسآور «آزادی» میرود. در نگاه او، آزادی برخلاف تصور رایج، نه موهبتی رهاییبخش که به معنای «فقدان هرگونه زمین محکم» است؛ یعنی ما در خلأ معلقایم و خودمان باید جهانمان را خلق کنیم. او این بخش را در دو قطب حیاتی بررسی میکند: مسئولیت و خواستن.
فصل مسئولیت با این فرض آغاز میشود که هر انسانی «مؤلف» تمامعیار زندگی، نقشها، رنجها و حتی شیوهی ادراک خویش از جهان است. مسئولیت به معنای به معنای «پذیرش عاملیت» است نه مقصربودن. #یالوم توضیح میدهد که چگونه مُراجعانش در اتاق درمان از این مسئولیت میگریزند. سازوکارهای دفاعی مانند «جابهجایی مسئولیت» (متهم کردن دیگران، شانس یا گذشته) «انکار مسئولیت» (قربانی نشاندادن خود) و یا «فقدان کنترل» (نسبت دادن رفتارها به تکانههای ناگهانی) همگی تلاشهایی هستند تا فرد با این حقیقت تلخ روبهرو نشود که خودش معمار زندان خویش است.
یالوم معتقد است تا زمانی که فرد نپذیرد «من در ایجاد این وضعیت نقش داشتهام»، هیچ تغییری رخ نخواهد داد. درمانگر در اینجا نقش آینهیی را دارد که مدام به مُراجع نشان میدهد چگونه با انتخابها یا حتی با «انتخاب نکردنهایش»، واقعیت فعلیاش را میسازد. یالوم حتی از مفهوم «گناه وجودی» سخن میگوید؛ گناهی که نه به خاطر انجام کاری بد، بلکه به خاطر «خیانت به امکاناتِ خویشتن» و نادیده گرفتن پتانسیلهای وجودی ایجاد میشود.
اما پذیرش مسئولیت به تنهایی کافی نیست؛ اینجاست که یالوم در فصل «خواستن» پل میان آگاهی و عمل را بنا میکند. او معتقد است که مسئولیت، مادهی خام است و «اراده» آن را به عمل تبدیل میکند. اراده در تحلیل یالوم دو مرحلهی مجزا دارد: «آرزو کردن» و «تصمیم گرفتن». بسیاری از مراجعان در مرحلهی اول گیر کردهاند؛ آنها یا نمیدانند چه میخواهند (بلوکهشدن احساسی) یا آرزوهای متضادی دارند که آنها را فلج کرده است. ناتوانی در آرزوکردن، ریشه در ترس از مواجهه با خودِ اصیل دارد.
مرحلهی دوم، یعنی «تصمیمگیری»، جایی است که اضطراب به اوج میرسد. هر تصمیمی، یک «عملِ انصراف» است؛ وقتی ما گزینهی الف را انتخاب میکنیم، در واقع تمام گزینههای دیگر را به قتل میرسانیم. این «کشتنِ احتمالات» است که تصمیمگیری را تا این حد دردناک میکند، زیرا ما را با محدودیتِ زمان و فانی بودن (مرگ) روبهرو میسازد. او به فرآیند «اجتناب از تصمیم» اشاره میکند؛ اینکه چگونه افراد با به تعویق انداختن، واگذاری تصمیم به دیگران یا سپردنِ آن به دستِ حوادث، سعی میکنند از بارِ سنگینِ آزادی شانه خالی کنند.
یالوم در این صفحات (۳۰۴ تا ۳۹۰) نشان میدهد که درمان، فرآیندِ بازگرداندنِ توانِ «خواستن» به فرد است. او بر این باور است که وظیفهی درمانگر، هلدادنِ مُراجع به سمتِ تصمیم نیست، بلکه برداشتنِ موانعی است که راهِ اراده را سد کردهاند. او از اندیشههای اتو رانک و رولو می بهره میگیرد تا نشان دهد اراده، نیرویی نیست که بر فرد اعمال شود، بلکه جریانی است که از درونِ پذیرشِ مسئولیت میجوشد.
در پایان این بخش، ما با تصویری از انسان روبهرو میشویم که اگرچه در جهانی بدونِ ساختار رها شده، اما دقیقاً به دلیل همین آزادی و قدرتِ اراده، تواناییِ بینظیری برای خلقِ معنا و تغییرِ مسیرِ زندگیاش دارد. آزادی از منظر یالوم، هم بارِ سنگینِ ماست و هم تنها ابزارِ نجاتمان.
💎ادمین #زهرا_م
https://t.me/hezar_khom/12370
Post #12371
346