از دیدگاه شوپنهاور جهان در لایۀ نهایی خود، ارادهای واحد و بیکران است. تکثر موجودات تنها در سطح پدیدارها و تصورات ما معنا دارد. در این لایه پنهان هیچ مرزی میان من و دیگری وجود ندارد. خودخواهی و ستیز ناشی از توهم جدایی است. آدمی میپندارد که موجودی منفرد و جدا از دیگران است و به همین سبب تنها به فکر خویش است. اما لحظۀ شفقت و عشق اصیل لحظۀ فرو ریختن این توهم است. در آن لحظه فرد درمییابد که رنج دیگری در حقیقت رنج خود اوست. اما این درک، نتیجۀ شهود مستقیم است نه حاصل استدلال عقل. بدین ترتیب اخلاق بنیانی هستیشناختی مییابد. محبت و شفقت از این منظر محصول آگاهی از حقیقت هستی است نه تکلیفی اخلاقی:
«تمام محبت، شفقت و عشق اصیل به دیگران در نهایت ریشه در درکی عمیق دارد. اینکه رنج دیگری با رنج من تفاوتی ندارد و آن پردهای که میان من و غیر کشیده شده تنها توهمی است».
#هنر_همدردی
#شوپنهاور
💎ادمین #زهرا_م
https://t.me/hezar_khom
Post #12100
720
- ❤ 8
- 👏 5
- 👍 2