در میان جوانانی که امروز مملکت ما با کار شعر سرگرم اند کمتر کسی را می توان سراغ گرفت که به اندازه ی این مرد جوان با بی پروایی و بی هراس از حرف این و آن دل به دریا زده باشد و در جهات مختلف آزمایش کرده باشد. این خصوصیات اگرچه به تنوع و رنگینی آثارش می افزاید البته، و گاه گاه شاعر از خوض و غواصی خود نتیجه ی خوب می گیرد و گوهر برمی آورد، ولی همین سیاحت بی پروا تا کنون مانع از آن شده که وی در یک جهت خاص یا در یک زمینه به کمال برسد و بنیاد استواری بگذارد یا به اصطلاح دنیایی خاص خود بیافریند که هرکس در آن گام می گذارد، با تمامت احساسش دریابد که اینجا با دنیاهای دیگر که آفریدگاران دیگر به وجود آورده اند، این تفاوت ها را دارد: مثلا شهرهایش، مردمش، زبان مردمش، ... همه چیزش دنیای دیگری است... با همه ی خرده ها که بر او گرفتم... باز هم من احمد شاملو را از جهات بسیاری بالقوه یکی از برجسته ترین و پراحساس ترین و استعدادترین شاعران امروزمان و بالفعل از جاهد و جویاترین شعرای پیشرو جوان که لایق نام شاعرند میشناسم. او کسی است که دنبال هنرش را به جد گرفته است و راه شعر را نه بر سبیل تفنن بلکه به جد می سپارد. در این راه از جان و زندگیش مایه میگذارد و به قول خودش یک روسپی باره متفنن نیست و روز به روز به سوی ترقی و کمال می رود.
منبع:
#مهدی_اخوان_ثالث، باغ بی برگی، ۱۳۸۵، چاپ اول، به اهتمام مرتضی کاخی، تهران، انتشارات زمستان، صفحه ۶۷۱ و ۷۰۷
مقاله "دم زدنی چند در هوای تازه"،
https://t.me/hezar_khom
Post #1134
94