TGViewer
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم 📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم @hezar_khom · 15.9K subscribers
Post #1128 127
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم دخترانِ دشت! دخترانِ انتظار! دخترانِ امیدِ تنگ در دشتِ بی کران، و آرزوهایِ بی کران در خُلق هایِ تنگ! دخترانِ خیالِ آلاچیقِ نو در آلاچیق هائی که صد سال! ـــ از زرهِ جامه تان اگر بشکوفید بادِ دیوانه یالِ بلندِ اسبِ تمنا را آشفته کرد خواهد... دخترانِ رودِ گِل…
سبب سازِ سُرایشِ شعرِ " از زخمِ قلبِ «آبائی» از زبانِ احمد شاملو:
ـ
از شب های تارِ نم نمِ باران به بعد:
ــ وسطِ هر آلاچیقِ ترکمنی چاله ئی ساخته و پرداخته هست، و همیشه در آن آتش ـــ و کتریِ دودزده یِ کنارِ آن، چای دادن به کسی را که از در درآید به یکی دو دقیقه میسر می کند. از این گذشته، در شب هایِ سرد، احساسِ آتش چیزی اطمینان بخش در خود دارد. هنگامِ خواب نیز تشک ها را ـــ که معمولأ جز کیسه ئی آکنده به پشمِ شتر نیست ـــ در اطرافِ همین چاله می گسترند که کانونِ خانه و زندگیِ ترکمن است.
من در نخستین سال های نوجوانی شب هایِ بی شماری در این آلاچیق ها به روز آورده ام.
شبی، دیرگاه، احساس کردم که هنوز زیرِ پلک هایِ فروبسته یِ خود بیدارم. کوشیدم به خواب بروم، نتوانستم. و سرانجام چشم های ام را گشودم.
در انعکاسِ زرد و سُرخِ نیم سوزِ اجاق و شاید فانوسی که به احترامِ مهمانان در حاشیه یِ وسیعِ اجاقِ روشن نهاده بودند، روبه رویِ خود، در آن سویِ آتش چال، چهره یِ گِردِ دخترِ صاحب خانه را دیدم که در اندیشه ای دور و دراز بیدارمانده چشم اش به زبانه هایِ کوتاهِ آتش راه کشیده بود.
غمی که در آن چشم هایِ مورب دیدم هرگز از خاطرم نخواهد رفت.
اولِ شب سخن از «آبائی» به میان آمده بود. از دخترک پرسیده بودم می شناختی اش؟ جوابی نداده بود. وقتی در آن دیرگاه بیدار دیدمش با خود گفتم: ـــ به «آبائی» فکر می کند!
بیرون، آهنگِ یک نواختِ باران بود و لائیدنِ سگی تنها در دوردست.
شعر را هفته ای بعد از آن نوشتم.
• • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • •ـ

توضیحِ احمدشاملو در باره یِ «آبائی»:

آبائی دبیرِ ترکمنی بود که نیمه های دهه ی ۲۰ در گرگان به ضربِ گلوله کشته شد. شبی که قرار بود عواملِ مبارز، نمایش نامه ای را بر صحنه آورند، ناگهان فرماندارِ وقت، دستورِ ممانعت از اجرای نمایش را صادر کرد، کار به اعتراض و دخالتِ پادگان کشید، درگیری شدت یافت و آبائی، موردِ اصابت گلوله قرار گرفت و در جا به قتل رسید.
در چاپ های زمان شاه این شعر، این نام برای جلوگیری از سانسور به "آمان جان" تغییر یافت و خود او "قهرمانِ اساطیری در یکی از افسانه های ترکمنی" معرفی شد.
• • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • • •ـ
منبع: مجموعه آثار دفتر یکم ــ بخشِ یادداشت ها و توضیحات ــ صفحه ۱۰۶۰ ـــ ۱۰۶۱


https://t.me/hezar_khom
  • ❤ 1
More from @hezar_khom
  1. Oct 2, 2026👤گراهام گرین در دوم اکتبر ۱۹۰۴ در انگلستان به دنیا آمد و در سوم آوریل ۱۹۹۱ در سوئیس از دن…
  2. Oct 2, 2026👤گراهام گرین 🏴󠁧󠁢󠁥󠁮󠁧󠁿ملیت انگلیسی نویسنده، روزنامه‌نگار و فیلمنامه‌نویس انگلیسی، در…
  3. Oct 2, 2026📗بندهش 👤 نویسنده:فَرْنْبَغ دادَگی ✍ گزارنده: مهرداد بهار 🖨 انتشارات توس،چاپ اول۱۳۶۹ 📄ت…
  4. Oct 2, 2026🌹۱۰ مهر، زادروز استاد مهرداد بهار، گرامی باد! چنین گوید در دین که زمان نیرومند‌تر از هر د…
  5. Oct 2, 20263⃣⤴️ 📗هُراس 👤پیر کورنی 📝معرفی کتاب این دو زن، در واقع در میان دو وفاداری گرفتار شده‌اند…
  6. Oct 2, 20262⃣⤴️ 📗هُراس 👤پیر کورنی 📝معرفی کتاب نقص سوم، جابه‌جایی جایگاه شخصیت‌هاست. کامیل در سه پر…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →