TGViewer
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم 📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم @hezar_khom · 15.9K subscribers
Post #11184 291
📗وعدهٔ دیدار با جوجو جتسون
👤بهرام صادقی
📝 خلاصه داستان


روایت انتظاری بی‌پشتوانه است. روایت انسانی که به وعده‌ای می‌چسبد تا خلأ معنایی زندگی‌اش را پر کند، اما همان وعده به سرچشمه اضطراب تبدیل می‌شود. صادقی در #وعده_دیدار_با_جوجو_جتسون بدون نمادپردازی‌های اغراق‌آمیز و بدون حادثه‌سازی، نشان می‌دهد که چگونه تعلیق می‌تواند خود شکلی از بن‌بست وجودی باشد
. دیدار، تعلیقی است که انسان را در وضعیت «نرسیدن» نگاه می‌دارد. نمایشی است از تعلیقی وجودی: انتظار برای رخدادی نامعلوم جایگزین معنا و کنش شده و خود به منبع اضطراب بدل گردیده، وعده‌ای که از اول، ناپایدار است.
راوی با قرار ملاقاتی با فردی به نام جوجو جتسون روبروست. نامی غیرمعمول تا بی‌ثباتی و دوری از واقعیت روزمره را القا کند. فضای ظاهری داستان عادی و شهری اما سطحی و شکننده است. هیچ نشانی از شوق واقعی برای دیدار وجود ندارد. شخصیت منتظر، پیوسته در حال آماده‌سازی، محاسبه زمان و وارسی جزئیات است. این آمادگی هرگز به عمل واقعی منتهی نمی‌شود. صادقی عمداً روایت را از حرکت بازمی‌دارد و در حالت انتظار نگه می‌دارد. با پیشرفت داستان آشکار می‌شود که «وعدهٔ دیدار» بیش از یک رویداد بیرونی، به مسئله‌ای درونی تبدیل شده است. گرهی روانی که شخصیت به آن چسبیده، بدون آنکه بداند چرا این دیدار تا این حد برایش اهمیت یافته است. در طول داستان اطلاعات روشنی درباره جوجو جتسون ارائه نمی‌شود. او نه کاملاً غایب است و نه به طور واقعی حاضر. نامش تکرار می‌شود، درباره‌اش اندیشیده می‌شود، اما حضورش همواره در هاله‌ای از ابهام باقی می‌ماند. این نادانستگی از عناصر کلیدی روایت است. صادقی با حذف آگاهانه اطلاعات، خواننده را در همان موقعیت شخصیت قرار می‌دهد: انتظاری بدون ضمانت. رفتار و ذهنیت شخصیت اصلی رفته‌رفته نشانه‌هایی از دلهره، تردید و فرسودگی بروز می‌دهد. انتظار طولانی معنا و ضرورت خود را از دست می‌دهد، اما شخصیت توان رها کردن آن را ندارد. هر احتمال لغو یا تاخیر در قرار، نه به تصمیمی قطعی، که به تعلیقی تازه منجر می‌شود. زمان در داستان حالتی کش‌دار و غیرخطی پیدا می‌کند. نه پیش می‌رود و نه به نقطه‌ای روشن می‌رسد. نکته مهم این است که داستان هرگز به بحرانی نمایشی یا حادثه‌ای بزرگ نمی‌رسد. نیروی محرکه اصلی روایت، فرسایش تدریجی ناشی از انتظار است. شخصیت در جهانی گرفتار شده که وعده در آن جایگزین معنا شده، اما خود وعده نیز پوچ است. دیدار به عنوان رویدادی که باید معنابخش باشد، هرچه بیشتر به تعویق می‌افتد، بیشتر از معنا خالی می‌شود. در پایان داستان، دیدار یا اتفاق نمی‌افتد یا اگر در آستانه وقوع قرار گیرد، به گونه‌ای روایت می‌شود که قطعیت آن از بین می‌رود. #صادقی عمداً از تحقق روشن وعده پرهیز می‌کند. داستان با همان حالت تعلیق آغازین، اما ژرف‌تر و آگاهانه‌تر به پایان می‌رسد. شخصیت در وضعیتی رها می‌شود که دیگر حتی از ضرورت این انتظار مطمئن نیست.


#وعده_دیدار_با_جوجو_جتسون
#بهرام_صادقی
💎#ادمین_زهرا_م


https://t.me/hezar_khom/11183
Telegram کانال تخصصی هزار خُم...
  • ❤ 9
More from @hezar_khom
  1. Oct 2, 2026🖥 این فولدر رو به تلگرامتون اضافه کنید و دیگه دنبال روانشناس، فیلم آموزشی، کتاب،فیلتر شکن…
  2. Oct 2, 2026📌برترین کانالهای Vip درتلگرام 👈🏻 ادبیات 👉🏻 👈🏻 قانون جذب 👉🏻 👈🏻 آموزش زبان👉🏻 👈…
  3. Oct 2, 2026👤گراهام گرین در دوم اکتبر ۱۹۰۴ در انگلستان به دنیا آمد و در سوم آوریل ۱۹۹۱ در سوئیس از دن…
  4. Oct 2, 2026👤گراهام گرین 🏴󠁧󠁢󠁥󠁮󠁧󠁿ملیت انگلیسی نویسنده، روزنامه‌نگار و فیلمنامه‌نویس انگلیسی، در…
  5. Oct 2, 2026📗بندهش 👤 نویسنده:فَرْنْبَغ دادَگی ✍ گزارنده: مهرداد بهار 🖨 انتشارات توس،چاپ اول۱۳۶۹ 📄ت…
  6. Oct 2, 2026🌹۱۰ مهر، زادروز استاد مهرداد بهار، گرامی باد! چنین گوید در دین که زمان نیرومند‌تر از هر د…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →