اى آن كه غمگنى و سزاوارى
وندر نهان سرشك همىبارى
از بهر آن كجا ببرم نامش
ترسم ز بخت انده و دشوارى
رفت آن كه رفت و آمد آنك آمد
بود آنچه بود، خيره چه غم دارى؟!
هموار كرد خواهى گيتى را؟
گيتى است، كى پذيرد هموارى؟
مُستى مكن كه نشنود او مُستى
زارى مكن كه نشنود او زارى
شو تا قيامت آيد زارى كن
كى رفته را به زارى باز آرى؟
آزار بيش بينى زين گردون
گر تو به هر بهانه بيازارى
گويى گماشتهست بلايى او
بر هر كه تو دل برو بگمارى
ابرى پديد نى و، كسوفى نى
بگرفت ماه و گشت جهان تارى
فرمان كنى و يا نكنى، ترسم
بر خويشتن ظفر ندهى بارى
تا بشكنى سپاه غمان بر دل
آن به كه مى بيارى و بگسارى
اندر بلاى سخت پديد آرند
فضل و بزرگمردى و سالارى
#دیوان_رودکی؛ تصحیح اسماعیل شاهرودی، انتشارات فخررازی، ۱۳۶۸، ص۵۷.
https://t.me/hezar_khom
Post #11049
1.23K

- ❤ 24