🔃3⃣
🔹وضعی قابل انفجار
چراغ ها خاموش و آسیاها می گردید.اصول مشروطیت تعطیل، قوانین بلا اجرا، هیچ کس به کار دیگری توجه و فرصت بررسی نداشت. اشرار به عربده جویی سرگرم بودند، چاقوکش ها و قداره بندها از نوکیسه ها و حاجی زاده ها باج می گرفتند، مجامع قمار و فساد و لوطی گری و تخم هندوانه شکستن همچنان جزو برنامه های روز بود. در ایام عزا طوق ها و علامت ها به یکدیگر سلام می دادند و دستجات قمه زن با کفن های خونین به راه می افتاد و چنانچه حمایتی واقعی می شد و مرتکب تعقیب می گردید ، بر طویله حکام و یا سایر مراجع قدرت « بست » می نشست. در مجموع وضعی قابل انفجار به وجود آورده بود و همین وضع قابل انفجار که سازمان جنگل از آن ریشه و مایه می گرفت در نظر قونسول « امنیت » نام داشت.
میرزا کوچک از خفایای دل مردم با خبر بود. او می بایست از وجود این همه تشنجات و نارسایی ها استفاده کند و افکار مغشوش و درهم و عصبانی را برای انجام مقصود، متشکل و هم آهنگ سازد.
سردار جنگل ، ابراهیم فخرایی، صفحه ۳۰.
#ادمینپیج
https://t.me/hezar_khom/10606?single
🔃3⃣
Post #10611
541
- ❤ 3
- 👏 3