TGViewer
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم 📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم @hezar_khom · 15.9K subscribers
Post #104 316
📚«کتابخوانه»ی هزارخُم | «کتابخوانه»ی هزارخُم قصه های شیخ اشراق شهاب الدین یحیای سهروردی ویرایش متن : جعفر مدرس صادقی #فی_حقیقة_العشق و چون در شهرستان رسد ، کوشکی ببیند سه طبقه . در طبقه‌ی اوُل ، دو حُجره پرداخته و در حُجره‌ی اوُل ، تختی بر آب گستریده و یکی برآن تخت تکیه زده ، طبعش به رطوبت مایل…
قصه های شیخ اشراق
شهاب الدین یحیای سهروردی
ویرایش متن : جعفر مدرس صادقی

#فی_حقیقة_العشق

هر غنیمت که از این جماعت حاصل کرده است به او بسپارد ، تا وقتی دیگرش به کار آید و از آنجا چون فارغ شود و قصدِ رفتن کند ، پنج دروازه پیش آید :
دروازه‌ی اوّل دو در دارد و در هر دری تختی  گستریده است طولانی ، بر مثالِ بادامی ، دو پرده ، یکی سیاه و یکی سپید ، در پیش آویخته و بندهای بسیار بر دروازه زده . و یکی بر هر دو تخت تکیه زده و دیده بانی به او تعلّق دارد و او از چندین راه بتواند دیدن و بیشتر در سفر باشد و از جایِ خود نجُنبَد و هر جا که خواهد رَوَد و اگر مسافتی باشد ، به یک لَحه برسد .

چون به او رسد ، بفرماید تا هر کسی را به دروازه نگذارد و اگر از جایی رَخنه ای پیدا شود زودتر خبر باز دهد . و به دروازه‌ی دوم رَوَد .

در دروازه ی دوم دو در دارد ، هر دری را دهلیزی ست دراز ، پیچ در پبچ ، به طلسم کرده ، و در آخر هر دری تختی گستریده مُدَوّ‌َر و یکی بر هر دو تخت  تکیه زده و او صاحب خبر است و اورا پیکی در راه است که همواره در رَوِش باشد و هر صوتی که حادث شود آن پیک را بستانَد و به او رسانَد و او آن را دریابد .

او را بفرماید تا هرچه شنود ، زود باز نماید و هر صوتی را به خود راه ندهد و به هر آوازی از راه نَرَود . و از آنجا به دروازه ی سیُم آید .

دروازه ی سیُم هم دو در دارد و از هر دری دهلیزی دراز می‌رَوَد تا هر دو دهلیز سر به حجره ای برآرَد و در آن حُجره دو کرسی نهاده است و یکی بر هر دو کُرسی نشسته و خدمتکاری دارد که آن را باد خوانند ، همه روزه گِردِ جهان می‌گردد و هر خوش و ناخوش که می‌بیند ، بهره ای به او می‌آرَد و او آن را می‌ستانَد و خرج می‌کند .

او را بگوید تا داد و ستد کم کند و گِرِد فضول نگردد . و از آنجا به دروازه ی چهارم آید .

دروازه‌ی چهارم فراخ‌تر از این سه دروازه است و در این دروازه چشمه‌ای است خوش‌ آب و پیرامُنِ چشمه دیواری است از مروارید و در میان چشمه تختی ست روان و بر آن تخت یکی نشسته و او را " چاشنی گیر " خوانند و او فرق کند .میان هر چهار مخالف و قسمت و ترتیبِ هر چهار او می‌تواند کردن و شب و روز به این کار مشغول است .

بفرماید تا آن شغل در باقی کند ، الّا به قدرِ حاجت . و از آنجا به دروازه ی پنجم آید .

و در‌وازه ی پنجم پیرامُن شهرستان درآمده است و هرچه در شهرستان است . میان این دروازه است و گرداگرد این دروازه بساطی گستریده است و یکی بر بساط نشسته چنان که بساط از او پُر است و بر هشت مُخالف حُکم می‌کند و فَرقِ میان هر هشت پدید می‌کند و یک لحظه از این کار غافل نیست. ، او را معروف خوانند .

بفرماید تا بساط در نوردد و دروازه به هم کند و چون از این پنج دروازه بیرون جهانَد ، میانِ شهرستان برآید و قصدِ بیشه‌ی شهرستان کند .

#ادامه_دارد
  • 👍 1
More from @hezar_khom
  1. Oct 1, 2026🌹 راز گل سرخ @Mystery_RedRoss ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌…
  2. Oct 1, 2026توصیف اوج دلتنگی همینه که راحم تبریزی میگه : جمالت را نمی بینم؛خیالت می کُشد امّا https://…
  3. Oct 1, 2026🌹اول اکتبر سالروز درگذشت پیر کورنی نمایشنامه نویس منحصر به فرد فرانسوی است. او از بنیانگذ…
  4. Oct 1, 2026🎵Experience 🎶Ludovico Einaudi 🎵 نام قطعه: تجربه 🎶 نام موزیسین / آهنگساز: لودوویکو اینا…
  5. Oct 1, 2026🎵«درجست‌وجویِ «ما»یِ موسیقایی: درنگی بر تلاقیِ غریزه و خاطره» 🗓به مناسبت اول اکتبر روز ج…
  6. Oct 1, 2026🎵«درجست‌وجویِ 'ما’یِ موسیقایی: درنگی بر تلاقیِ غریزه و خاطره به مناسبت اول اکتبر» 🗓اول ا…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →