«در عشق، درد ما از نداشتنِ دیگری نیست؛ از ندانستنِ اوست.»
پروست میگوید عشق ما هرگز متوجهِ شخصِ واقعی نیست؛
ما عاشقِ تصویری میشویم که ذهنمان از او میسازد،
تصویری لرزان، ساخته از میل، ترس، خاطره، و خیال.
و هرچه بیشتر تلاش میکنیم آن تصویر را در اختیار بگیریم،
بیشتر درمییابیم که نه او،
بلکه ما هستیم که در زندانِ این تصویر اسیر شدهایم.
معشوق را زندانی میکنیم تا از رنجِ ندانستن بگریزیم،
اما درست در همان لحظه خودمان زندانیتر میشویم؛
زیرا عشق، نه داشتنِ دیگری،
که ناامیدیِ پیوستهٔ ما از دسترسی به حقیقتِ اوست.
📚درجستجوی زمان از دست رفته
📗اسیر (زندانی) جلد پنجم
👤مارسل پروست
🔁مهدی سحابی
💎ادمین #زهرا_م
https://t.me/hezar_khom
Post #10286
550



- ❤ 8
- 👏 4