پروست باور دارد که انسانها هرگز آن چیزی که ظاهر میشوند نیستند. آنچه از بیرون به صورت نجابت، وقار یا منزلت اجتماعی میبینیم، در واقع پوستهای شکننده است که کوچکترین رخدادی میتواند آن را در هم بشکند و از بین ببرد.
در زیر این نمای باشکوه، همواره تمایلی پنهان، نیرویی لرزان و سرکوب شده در جریان است. این همان میلی است که جامعه صورتش را انکار میکند، اما در حقیقت اساس رفتارهای واقعی انسان را تشکیل میدهد.
راوی ناگهان به این حقیقت پی میبرد که «دنیای اشرافی» که روزی برایش چونان افسانهای مقدس مینماید، در واقع چیزی جز مجموعهای از نقشهای اجتماعی، نمایشهای پوچ و ترس همیشگی از رسوایی نیست. و آنچه ما «فضیلت» میخوانیم، اغلب تنها به معنای موفقیت در پنهان کردن تمایلات است، نه نبودن آن تمایلات.
📚درجستجوی زمان از دست رفته
📗سدوم و گومورا (عموره)جلد چهارم
👤مارسل پروست
🔁مهدی سحابی
🎵 Arvo Pärt – Fratres (for Strings and Percussion)
https://t.me/hezar_khom
Post #10284
588