«من جنایت را نخست در فکر و ذهنم انجام دادم، خیلی قبل از آنکه تبر را به دست بگیرم»
«وجدان بیدار، مانند زهری است که آهسته جان آدم مغرور را میگیرد و از درون فرومیپاشدش»
«من فقط یک نفر را نکشتم؛ میخواستم یک "اصل" را از بین ببرم یا دستکم اینطور فکر میکردم»
«اما حالا میفهمم: رستگاری در پذیرش رنج است، در تحمل درد راستین وجدان.
اگر باوری به خدا نباشد، هر کاری جایز میشود ولی انسان هرگز قادر نیست خود را واقعاً ببخشد»
«هیچ کاری سختتر از رو راست بودن با خود نیست»
«و تنها عشق است که میتواند آدمی را از زندان خودش برهاند.»
«انسان خواهان آزادی مطلق است، اما درنمییابد که آزادی بدون عشق، جهنمی بیش نیست.»
«وجدانم شعله میکشید، ولی عقل متکبرم آن را خاموش میکرد... تا آن روز که چشمانِ سونیا را دیدم.»
«شاید قتل من گناهی محدود بود، اما غرورم گناهش بیکران بود»
📗جنایت و مکافات
👤فئودور داستایوفسکی
https://t.me/hezar_khom
Post #10150
916









- ❤ 9
- 👏 1
- 🙏 1