الغای قربانی کودکان
قدیمیترین بخشهای کتاب مقدس به قربانی پسران نخستزاده فرمان میدهد:
پسران نخستزادهات را به من بده. با گاوان و گوسفندانت نیز چنین کن. نخستزادهٔ آنها را هفت روز نزد مادرشان نگاه دار، ولی در روز هشتم آن را به من بده. (خروج ۲۲: ۲۹-۳۰)
با این حال این فرمان به زودی به اشکال مختلف لغو شد.
۱. برّهٔ جایگزین
برخی بخشهای کتاب مقدس این فرمان را با «فدیه» لغو کردند. فدیه گونهای قربانی جایگزین بود: به جای قربانی کردن پسر نخستزاده، میشد برّهای قربانی کرد.
باید نخستین ثمرۀ هر رَحمی را تقدیم خداوند کنی. از چارپایان تو نیز همۀ نخستزادههای نَرینه از آنِ خداوند است. نخستزادۀ الاغ را با برهای فدیه بده، ولی اگر فدیه نمیدهی، گردنش را بشکن. هر نخستزادۀ آدم را از میان پسران خود فدیه بده. (خروج ۱۳: ۱۲-۱۳)
برخی محققان داستان قربانی ابراهیم را به همین شکل خواندهاند: یهوه در ابتدا پسر نخستزادهٔ ابراهیم را از او میطلبد (پیدایش ۲۲: ۲؛ همچون خروج ۲۲: ۲۹-۳۰) اما سپس به او اجازه میدهد که برّهای را به جای پسرش قربانی کند. (پیدایش ۲۲: ۱۳؛ همچون خروج ۱۳: ۱۲-۱۳) بنا بر این خوانش، مؤلفان داستان قربانی ابراهیم خواستهاند این تحوّل دینی جدید را به شخصیتی قدیمی نسبت دهند تا اینگونه به آن مشروعیت ببخشند.
۲. خدمت مادامالعمر لاویان
برخی بخشهای کتاب مقدس این فرمان را به شکل دیگری لغو کردند. در این بخشها کودکانی که از آنِ یهوه بودند، به جای آن که برای یهوه قربانی شوند، وقف خدمت مادامالعمر در معبد یهوه میشدند. نمونهای از این را در داستان سموئیل میبینیم. مادر سموئیل که نازا بود، نذر کرد اگر صاحب فرزند شود، او را به یهوه تقدیم خواهد کرد، اما نه به عنوان قربانی، بلکه به عنوان خادم مادامالعمر معبد. (۱ سموئیل ۱: ۲۴-۲۸)
این رسم سپس توسعه یافت. در کتاب اعداد یهوه میگوید تمامی نخستزادگان بنیاسرائیل از آنِ یهوه هستند، اما به جای آن که تمام نخستزادگان را بگیرد، تنها قبیلهٔ لاوی را میگیرد تا مادامالعمر در معبد او خدمت کنند.
اینک من لاویان را از میان بنیاسرائیل، به عوضِ هر نخستزادۀ اسرائیلی که رَحِم را میگشاید، برگرفتهام. پس لاویان از آنِ من خواهند بود زیرا همۀ نخستزادگان از آنِ منند. (اعداد ۳: ۱۲-۱۳)
وظیفهٔ بنیاسرائیل آن است که به جای نخستزادگان خود که از خدمت آزاد شدهاند، پنج مثقال نقره به معبد بپردازند تا اینگونه این لاویان را تأمین مالی کنند. (اعداد ۳: ۴۴-۴۸)
۳. حذف، انکار و گسلایتینگ
کتاب تثنیه که بازنویسی تورات است، به کلی فرمان قربانی نخستزادگان را حذف کرده است. اینگونه دیگر نیازی به تبدیل قربانی به فدیه یا خدمت مادامالعمر لاویان پیدا نمیشود. ارمیا، پیامبری در اواخر دوران پادشاهی یهودا، اندیشهای نزدیک به کتاب تثنیه دارد و از همین رو به کلی انکار میکند که یهوه هیچ گاه فرمان به قربانی کودکان داده باشد:
ایشان مکانهای بلندِ توفِت را در وادی بِنهِنّوم بنا کردهاند تا پسران و دختران خویش را در آتش بسوزانند، کاری که بدان امر نکرده و از خاطر خود نگذرانده بودم. (ارمیا ۷: ۳۱)
اما حزقیال، پیامبری در دوران تبعید بابلی، که خود کاهن است و با متن کهانتی (به خصوص کتابهای لاویان و اعداد) کار میکند، نمیتواند فرمان قربانی کودکان را انکار کند. در نتیجه راهبرد دیگری در پیش میگیرد و میگوید گرچه این آیین به فرمان یهوه بوده، اما هدف یهوه از صدور این فرمان، تنبیه بنیاسرائیل به کیفر نافرمانیهای ایشان بود. تا اینگونه بنیاسرائیل با سوگ عزیزانشان که به دست خود کشتهاند، مجازات شوند. در نتیجه این فرمانی حقیقی نیست و نباید بدان ملتزم بود.
زیرا قوانین مرا به جای نیاوردند و فرایض مرا خوار شمردند... بنابراین من نیز فرایضی بدیشان دادم که نیکو نبود و قوانینی که بدان زیست نتوانستند کرد. و ایشان را به هدایای ایشان همچون قربانی نخستزادگانشان نجس ساختم تا ایشان را به هراس افکنم تا دریابند که من یهوه هستم! (حزقیال ۲۰: ۲۴-۲۶)
بدین ترتیب، فرمان قربانی کودکان تا دوران تبعید بابلی به طرق مختلف الغا شده بود: از طریق فدیه دادن یک برّه، یا خدمت مادامالعمر لاویان در معبد، یا حذف، انکار و وارونهنمایی واقعیت.
منبع:
Child Sacrifice in Ancient Israel
Heath D. Dewrell
@Harut_Marut