در جهان باستان قربانی کودکان نامعمول نبود. قدیمیترین بخشهای کتاب مقدس به این قربانی فرمان میدهد:
پسران نخستزادهات را به من بده. با گاوان و گوسفندانت نیز چنین کن. نخستزادهٔ آنها را هفت روز نزد مادرشان نگاه دار، ولی در روز هشتم آن را به من بده. (خروج ۲۲: ۲۹-۳۰)
هدف از این قربانی متفاوت بود.
۱. بدهبستان
گاه فرزند اول را به خدایان اهدا میکردند تا خدا در مقابل فرزندان بیشتری ببخشد و از ایشان محافظت کند. در داستان قربانی ابراهیم، خدا به ابراهیم میگوید از آن جا که فرزند خود را از من دریغ نداشتی، به تو فرزندان بیشمار خواهم داد. (پیدایش ۲۲: ۱۶-۱۷) در داستان سموئیل، مادر سموئیل فرزند اول خود را به خدا تقدیم میکند (گرچه نه برای قربانی، بلکه برای خدمت مادامالعمر در معبد) و در مقابل خدا به او فرزندان زیاد میبخشد. (۱ سموئیل ۲: ۲۰-۲۱) و در احکام محصولات کشاورزی نیز میبایست محصول درختان را در پنج سال اول تقدیم خدا کرد تا در مقابل خدا بر محصول بیفزاید. (لاویان ۱۹: ۲۳-۲۵)
گرچه پیامبران کتاب مقدس بر این رسم میتازند، که نشان میدهد این رسم میان اسرائیلیان باستان وجود داشته، اما به نظر نمیرسد که چندان شایع بوده باشد. چرا که در داستانهای کتاب مقدس از پیشینیان و پادشاهان، نخستزادگان زندهاند و به ندرت اشارهای به قربانی نخستزاده مشاهده میکنیم.
۲. قربانی اضطراری
گاه قربانی نخستزادگان در مواقع بحران انجام میشد. باور آن بود که قربانی فرزندی چنان ارزشمند که میراثدار خانواده است، خدایان را زیر دینی چنان عظیم میبرد که ناگزیر لطفی بزرگ در حق قربانیکننده خواهند کرد و بحران را برطرف خواهند نمود. در کتاب مقدس، میشاع پادشاه موآب وقتی در محاصرهٔ اسرائیلیان قرار میگیرد و نابودی پادشاهی خود را نزدیک میبیند، بر دیوار شهر رفته، نخستزادهٔ خود را به عنوان قربانی سوختنی تقدیم کَموش، ایزد حامی موآب، میکند. بنا به کتاب مقدس این قربانی به واقع اثر میکند، خشمی عظیم علیه اسرائیلیان برانگیخته میشود و اسرائیلیان وادار به عقبنشینی میشوند. (۲ پادشاهان ۳: ۲۷) مورخان رومی نیز گزارش کردهاند که کارتاژیها، مهاجران کنعانی ساکن در شمال آفریقا، در زمانۀ بحران فرزندان نخستزادۀ خود را برای کرونوس یا ساتورن قربانی میکردند.
۳. نذر
گاه قربانی کودکان برای عمل به نذر بود. قربانیکننده نذر میکرد که اگر خدایان لطفی خاص در حق او بکنند، در مقابل هدیهٔ ارزشمندی به ایشان تقدیم خواهند کرد، از جمله کودکان خود را. اگر آن لطف خاص به واقع محقق میشد، نذرکننده هدیهای که وعده داده بود را تقدیم خدایان میکرد. نمونهای از این شکل قربانی را در ماجرای یَفتاح مشاهده میکنیم. یَفتاح، یکی از رهبران اسرائیلیان پیش از تأسیس نظام پادشاهی، نذر میکند که اگر در جنگ پیروز شود، پس از بازگشت هر چه از در خانهاش بیرون آید را برای یهوه قربانی خواهد کرد. یَفتاح پیروز میشود و چون بازمیگردد، دخترش آوازخوانان و دفزنان به استقبال پدر بیرون میآید. پدر جامه میدرد و سوگواری میکند، اما باید به نذر خود عمل کند. در نتیجه دختر را به عنوان قربانی سوختنی به یهوه تقدیم میکند. (داوران ۱۱: ۳۰-۴۰)
منبع:
Child Sacrifice in Ancient Israel
Heath D. Dewrell
@Harut_Marut