خیابانها ممکن است دوباره خلوت شده باشند. ممکن است آسفالت بلوار کشاورز دوباره در سکوتی وهمانگیز فرو رفته باشد. ممکن است ماشینهای گشت، با رنگها و نامهای جدید، دوباره در تقاطعها مستقر شده باشند. اما در هندسه هستی، هیچچیز به جای اولش بازنگشته است. «اختلاف»، زمان را به دو نیمه شمشیر زده است: پیش از رخداد، و پس از رخداد. قابهایی که در آن پاییز شکسته شدند، دیگر به هم نمیچسبند. چشمهایی که یکبار مرئی شدن حقیقت را دیدهاند، دیگر نمیتوانند به کوری پیشین بازگردند. آیا میتوان به عقب بازگشت؟ این پرسشی است که اکنون در شهرها معلق مانده است. حقیقتی که روی سنگفرشها ریخت، هنوز آنجاست؛ نامرئی اما تپنده. آنچه در آن زمان پاره شد، فقط سکوت نبود؛ خود نظم محسوس بود. و آنچه پاره شد، دیگر نمیتواند بهطور کامل بازسازی شود.
https://harasswatch.com/news/2653/
Post #4727
614
